گوناگون

علمی وروانشناسی و....

روشهای آموزشی درآموزه های دینی

روش های مستقیم وغیرمستقیم آموزشهای اخلاقی ،ارزشی ودینی به جوانان ونوجوانان با توجه به آموزه های دینی

 

تهیه وتنظیم :مهدی صیدی

 

 

بحث اول

آنچه ما در ذهن داریم علم است ؛ و نحوة ارائة علومی که در ذهن ماست ، تعلیم است.

روشهای ارائه مفاهیم دینی

روشهای ارائه مفاهیم دینی که اعم از قرآن ، حدیث، احکام، اخلاق، سلوک و ... هستند.

روش در لغت به معنای: طرز، طریق، طور، رسم، سبک، اسلوب، نهج، گونه، هنجار، فوت و فن، لم، شکل، نحوه، شیوه و....

معنای اصطلاحی: راهکار انتقال آموزه های دینی به دیگران می باشد.

اگر این روش را اعم بدانیم می توان کلمة دینی را حذف کرد. راهکار انتقال دانسته ها و معلومات ذهنی به دیگران مي تواند دینی یا غیر دینی  باشد.

روش: شیوه و راه انتقال آنچه در ذهن داریم به دیگران را روش گویند.

به دو صورت می توان چیزی را به دیگران منتقل کرد:

1.     مستقیم مثل موعظه و نصیحت که به طور مستقیم هستند؛ پسرم دنیا دریای عظیمی است که دانشمندان فراوانی در آن به هلاکت رساندند پس تو کشتی خود از ایمان بساز و بادبان ها آن را توکل قرار بده و توشه ای از تقوای الهی در آن ذخیره کن (نصایح لقمان به فرزندش) که به صورت مستقیم است.

2.     غیرمستقیم عبارتند از: کنایه، جایی که در قرآن خداوند متعال به پیامبر می فرماید یا رسول الله استغفار کن و طلب مغفرت از خدا بکن.

از امام صادق  علیه السلام می پرسند پیامبر که معصوم بود پس چرا خداوند به او می گوید که استغفار کن و طلب مغفرت کن؟ امام صادق  علیه السلام می فرماید: خداوند متعال پیامبر را به روش «ایاک اعنی واسمعی یا جاره» (تو را قصد می کنم ولی بشنو ای همسایه) مبعوث کرد. ضرب المثل معروف عرب است که امام صادق  علیه السلام استفاده کرده است.

گاهی روش غیرمستقیم به صورت اشاره می باشد: ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که خدایان متعدد را به جای خدای یگانه بپرستند؟ اشاره به بطلان تعدد الوهیت  وتعدد خدایانی است که مسیحیان دارند.

تعریض، تلویح، تداعی معانی، موارد روش های غیر مستقیم برای انتقال مطالب به دیگران می باشند.

در روایت هست امام سجاد  علیه السلام بعد از حماسة عاشورا هر وقت چشمشان به آب و غذا می افتاد فراوان گریه می کردند که به صورت غیر مستقیم صحنة عاشورا را در ذهن مردم تداعی کنند.

روشهای مستقیم

1.     اختصاصی: روشهایی است که در بعضی علوم صرفا از آن استفاده می شود مثال: در انتقال علوم تجربی به دیگران از روش آزمایشگاهی کمک گرفته می شود یا در تدریس درس اخلاق از روش اختصاصی الگوی عملی کمک گرفته می شود. روش تدریجی به تدریج بیان کردن مطالب از روشهای اختصاصی است که در بیان معارف دین از آن کمک گرفته می شود.

مرحوم سهل شوشتری دانشمند بزرگی که به معارف بزرگی رسید از این مرحوم پرسیدند چه شد که شما سهل شوشتری شدی؟ شخصیت بزرگ و بزرگوار اینچنین؟ فرمود من کودکی سه ساله بودم پدرم را از دست دادم تحت تکفل دایی ام بودم یک شب ادرار بر من غلبه کرد، رفتم دستشویی وقتی برگشتم دیدم دایی ام کنار اتاق ایستاده و کاری انجام می دهد که بعدها معلوم شد این کار نماز خواندن بوده. من نشستم کنار دایی و نگاهش می کردم نمازش که تمام شد گفت پسرم چرا اینجا نشسته ای؟ گفتم من از این کار شما لذت می برم این کارتان را دوست دارم. گفت: دوست داشتی دیدی؟ گفتم بله. گفت امشب بس است برو بخواب. فردا شب بیدار شدم دیدم که دایی ام باز دارد نماز می خواند کنارش نشستم همین که ایشان به رکوع و سجده می رفت من از این کارشان خوشم می آمد بعد از نماز دایی گفت: چرا اینجا نشسته ای؟ گفتم دوست دارم وقتی شما نماز می خوانی نگاه کنم. گفت: دوست داری؟ گفتم بله. گفت بنشین به این طرف که قبله بود و یک مرتبه بگو یا حاضر یا ناظر گفتم گفت بس است خسته شدی برو بخواب. دوباره فردا شب بیدار شدم مرا رو به قبله نشاند و گفت سه مرتبه بگو یا حاضر و یا ناظر! می فرماید 5 ساله بودم که تمام نمازهایی که دایی ام مي خواند واجب و مستحب را من هم می خواندم. اگر شب اول به او مي گفت هر کاری من می کنم تو هم بکن شب اول از پا در می آمد و بیدار نمی شد. تدریج در این کار اختصاصی است که اگر کسی عمل نکند زحماتش از بین می رود که این عرصه بسیار زیباست و جزء اصول انتقال معارف به دیگران است.

2.     عمومی: که به دو بخش اصلی تقسیم می شوند:

الف)آموزشی

ب)تربیتی

روشهای تربیتی در ارائه مفاهیم عمومی به دیگران به سه دسته تقسیم مي شوند:

یک دسته روشهای بازدانده (اقسامی دارد روشهای تبینی و آگاهی بخش) یعنی روشهایی که اگر کسی بداند می تواند جلوگیری کند پیشگیری کند از بی ادبی و بی دین شدن مثلاً: اگر نوجوانی 10 ساله در محل زندگی یا خانواده یا در کوچه ای هست که سیگاری درآورده روشن کرد و شروع کرد به کشیدن سیگار اگر ما به او رسیدیم در این محل و به او گفتیم پسرم اینکه تو سیگار را روشن می کنی این مثل این می ماند که تمام زندگیت را تبدیل به چک کرده و با دست خودت کبریت می زنی به این چک و دود مي کنی به هوا. بعد معتاد می شوی و توان جسمی را از دست می دهی و دزدی و بزهکاری و...زندگی ات از بین می رود اگر 100 نفر در یک محل باشند حتی یک نفر یکبار هم به این نوجوان بگویند که این کار تو به معنای آتش زدن تمام هستی ات است سنگ هم باشد آب می شود. اگر او را آگاه کردیم وقتی آگاه شد این آگاهی جلوی او را از این کارها می گیرد.

دستة دوم سرعت در تربیت ایجاد می کنند کسی بداند زودتر به نتایج تربیتی می رسد اگر آنها را عمل کند.

دستة سوم تصحیح رفتار کسی رفته گناهکار و معتاد و ...شده این روشهای تربیتی را که عمل کنیم او رفتارش را تصحیح می کند. مثلا قرآن برای آدمی که گناهکار است، و گناه نوعی لغزش به حساب می آید قرآن برای تصحیح رفتار کسی که لغزش پیدا کرده توبه را در مسائل تربیتی و اعتقادی پیشنهاد می کند.

روشهای آموزشی

انتقال مفاهیم به دیگران به دو بخش عمده تقسیم می شود:

1.     روشهای سنتی: روشهایی گفته می شود که در قدیم از آنها استفاده می شد برای انتقال مفاهیم ذهنی به دیگران که خود به دو دسته تقسیم می شود: یکی روش مکتب خانه ای: که در مکتب خانه ها آن روزها از این روش استفاده می شد به صورت هجاء کردن این روشها نیست و هیچ کس از روش مکتب خانه ای برای انتقال مفاهیم ذهنی کمک نمی گیرد.

دیگری روش سقراطی: افلاطون شاگرد سقراط می گوید روش سقراط اینگونه بود که برای انتقال مفاهیم ذهنی از متن درسی و آموزشی استفاده نمی کرد هیچ متن درسی نداشت لذا وقتی وارد کلاس می شد سؤالی مطرح می کرد و کلاس را به جواب دادن به آن سؤال ادامه می داد و در دل جواب سؤال اول یک سؤال بوجود می آورد و کلاس را در نهایت با یک سؤال بدون جواب کلاس را تمام می کرد در جلسة بعد که کلاس تشکیل می شد برای جواب دادن به سؤال مطرح شدة بدون جواب جلسة قبل. این روش هم گرچه هست ولی کمی شبیه آن است پرسش و پاسخ هست ولی غیر از روش سقراط می باشد.

2.     روشهای جدید: این روشها به دو بخش اصلی تقسیم می شوند:

الف) متداول و فراگیر به معنای اینکه در تمام مراکز آموزشی اعم از حوزوی و غیرحوزوی سایر کشورهای دنیا از این روشها برای انتقال مفاهیم ذهنی خود به دیگران استفاده می کنند اصطلاحاً روشهای استاندارد هم گفته می شود به این معنا که همه پذیرفته اند و همه مراکز از این روشها استفاده می کنند.

ب) روشهای ابداعی و نوین بعضی از مراکز علمی و دینی و آموزشی استفاده می کنند و بعضی دیگر استفاده نمی کنند.

روشهای متداول و فراگیر عبارتند از:

1.     پرسش و پاسخ: به جای اینکه سخنرانی کنیم و یا درس بدهیم می گوییم سؤال کنید تا من جواب بدهم که این پرسش و پاسخ 17 نوع دارد.

2.     بحث و مباحثه: مطلبی را دو نفر شروع می کنند با هم بحث کردن تا هر دو متوجه شوند سؤال و جواب و نتیجه چه می شود.

3.     پروژه ای: روشی که قبل و بعدش مشخص است. و اصطلاحاً می گویند بررسی و تدوین عمقی موضوعی که ارزش یادگیری بیشتری دارد. اگر چند سؤال داده شد و گفتیم بروید از قرآن و حدیث و....پیدا کنید بیاورید این روش پروژه ای نیست. اما اگر گفتیم این چند سؤال در یک محدودة معین شدة آیة اول سورة بقره تا آخر جزء یک این پروژة بسته شده و مشخص مجموعة مشخص شده که ویژگی اصلی روش پروژه ای این است که به ترتیب باشد اگر 30 تا سؤال داده شد بروید از جزء یک قرآن پیدا کنید اولاً فقط جوابها در جزء یک باشد دوما در آیه های اول جواب سؤال اول در آیه های دو و سوم جواب سؤال دوم بعدی هم به ترتیب تا می رسد به آخر جزء اول جوابش می آید سردرگمی ندارد. ضمن اینکه ترجمه را می خواند و جوابها را پیدا می کند انگیزه ای می شود برود جلو در این روش ایجاد انگیزة فوق العاده ای در مخاطب ایجاد می شود لذا علاقه پیدا می کند جلوتر برود.

4.     اکتشافی: یه وقتی می گوییم بروید در قرآن آیاتی که دلالت بر یگانگی خداوند می کند بدست بیاورید مثلا یکی «قل هو الله احد» این را پیدا می کند. یه وقتی یکی این آیه را می آورد «لاتشرک بالله» قل هو الله احد یعنی خدا یکی است به دلالت مطابقی. لاتشرک بالله هم می گوید خدا یکی است اما به دلالت التزامی. اگر مطلبی به دلالت التزامی دلالت بر چیزی کرد می گویند روش اکتشافی. خود آیه به صراحت نگفته است که خدا یکی است ولی از دل آیه کشف می کنیم که لاتشرک بالله یعنی خدا یکی است.

5.     روش تمرینی (تکلیفی): که تکلیف شفاهی داریم و کتبی. مثلاً امشب قبل از خواب دعای فرج را برای سلامتی امام زمان (عج) خوانده شود. کتبی هم مثلاً برگه های آماده شده از قبل می دهیم که بروند سوالات را جواب بدهند و به ما ارائه بدهند. امشب یک نامه برای خدا بنویسید.

6.     گردش علمی: مثلاً کسانی که خاک شناسی می خوانند وقتی انواع سنگ ها و صخره ها را آموزش می دهد باید بچه ها را ببرد به کوه بگوید سنگ فلانی که گفتم منظور این است. سنگ خارا این است سنگ صخره این است که انواعی هم دارد 12 نوع است. این روش یعنی به صورت جابجا شدن نکته های علمی هم بدست بیاورد. یا با دیدن یا آموختن.

7.     روش آزمایشی؛

8.     روش نمایشی: دنیا از این روش استفاده مي کنند تمام سیستم های نو انتقال مطالب از پرده ها و سینما و تلویزیون و ماهواره و...نمونه هایی از روش های نمایشی هستند که روش های نمادین هم گفته می شود. «صلوا کما رأیتمونی» نماز بخوانید طوری که می بینید من مي خوانم. پیامبر نماز خواندنش را، وضو گرفتنش را، به نمایش می گذاشت آن طوری که من رکوع می کنم، من می ایستم شما آن طور عمل کنید که در دنیا طرفدار زیاد دارد.

9.     توضیحی: این روش که در آموزش پرورش عمل می شود روشی است که با متن آموزشی همراه باشد جزوة درسی داشته باشد.

10.یادگیری فردی: همان تبلیغ انفرادی که اقسامی دارد.

11.تلفیق و جمع بندی روشها: برای انتقال یک مطلبی از چند روش همزمان استفاده می شود.

12.آموزش مهارتهای فراشناختی: مثال: می خواهیم مکاسب را بخوانیم قبل از اینکه استاد توضیح دهد که چه چیزی نوشته شده و درس بدهد قبل از اینکه کتاب را باز کند بگوید کتاب را ببند و بگوید این کتابی است فقهی و 54 کتاب فقهی داریم که یکیش کتاب کسب و کاسبی است که خود به سه بخش اصلی تقسیم شده یک بخش معاملات حرام یک بخش نحوة معاملات و بخش سوم خیارات می باشد. در بخش اول که محرمات است به چند بخش تشکیل می شود اعمال حرام حرفهای حرام. اطلاعات خوبی بدهد که ما خوب احاطه پیدا کنیم بعد بگوید هدف از نوشتن کتاب چه بوده نظراتش را چگونه باید بدست آورد آیا مطلب را رها کرده؟ ما مي خواهیم به چه نقطة روشنی برسیم. وقتی این گونه اطلاعات قبل از درس داده شود می گویند آموزشهای فرای شناخت و مافوق چیزی که در کتاب نوشته شده یاد بگیریم.

13.استقرائی و قیاسی: از کلی به جزئی و از جزئی به کلی است.

روشهای جدید ابداعی:

الف) روش طراحی: از سلسله روشهای ابداعی و نوین است. مراد از طراحی استفاده از یک خط و یک پاره خط است کسی که بتواند یک خط و یک نیم دایره بکشد توانسته است از روش طراحی برای ارائه اندوخته های ذهنی اش به دیگران کمک بگیرد. منظور این نیست که برویم سالها و در دانشکده های مختلفی زحمت بکشیم تا بتوانیم مطلبی را طراحی کنیم. یک وقتی می گوییم پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «من تواضع لله رفعه الله و من تکبر خفضه الله» کسی که تواضع داشته باشد بخاطر خدا، خدا او را بزرگ مي کند اما کسی که تکبر بورزد خداوند با خفت و خواری او را کوچک می کند و پایین می آورد. به این روش سخنرانی می گویند. یک وقتی همین روایت را با روش طراحی  می گوییم: پیامبر می فرماید «من» یعنی انسان، «تواضع لله»(تواضع را با کشیدن یک خط مستقیم بسمت پایین نشان می دهیم ) کسی که تواضع داشته باشد سر فرود آورد «رفعه الله» خدا او را بزرگ می کند بالا می برد(رفعت الهی را با کشیدن یک نیم دایره که در سرش بسمت بالا فلش است و ابتدای آن انتهای خط اول است نشان می دهیم ). اما «من تکبر» کسی که تکبر بورزد و بالا ببرد «خفضه الله» خداوند در دید مردم او را پایین می آورد(طراحی آن بر عکس قبلی).

روش تربیت دینی جوانان

در این نوشتار شیوه های آموزشی و تربیتی حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) مورد بحث قرار گرفته است. آن چه در این مقاله مورد نظر است نشان دادن شیوه های متنوع آموزشی و تربیتی حضرت در امر تعلیم و تربیت است شیوه هایی که هر کدام در جایگاه مناسب خود می تواند در امر تعلیم و تربیت، مهم تلقی گردد. شیوه های مورد بحث عبارتند از: آموزش به روش غیر مستقیم، آموزش به شیوه تکرار، آموزش به شیوه عکس العمل مناسب، آموزش به شیوه رفتاری نه تنها رهنمود گفتاری، آموزشی به شیوه خطابه، آموزش به شیوه استفاده از وسایل آموزشی، آموزش به شیوه عینی و تجربی، آموزش به روش نمایش خود عمل.
مقدمه
:
همه قراین حاکی از آن است که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) به
امر آموزش به صورت عام و آموزش و تربیت دینی به صورت ویژه اهمیت زیادی می داد. اما آن چه در آموزش و تربیت دینی با توجه به ویژگی خاص آموزه های دینی و مسایل تربیتی اهمیت دارد، استفاده از روش -هایی است که بتوان به اهداف تعیین شده نایل آمد. امروزه بسیاری از معلمین و استادات امور دینی و تربیتی نسبت به آموزش و تربیت مخاطبان، توفیق چندانی ندارند. آن چه در مرحله ی اول بر اساس یک تجربه عام از علت این ناکامی می توان سخن به میان آورد، استفاده نکردن از روش های متنوع آموزشی و تربیتی در بعد دینی است. آن چه امروزه بیشتر در امر آموزش و تربیت دینی استفاده می شود، روش خطابه و یک طرفه است؛ گویی یک نفر می خواهد به دیگران بگوید؛ چه چیزی خوب است و چه چیزی بدو تو باید به خوب عمل کنی و از بد اجتناب نمایی، در حالی که برای رسیدن به اهداف الهی شیوه های آموزشی و تربیتی متنوعی متصور است. آن چه در این مقاله به آن پرداخته شده است بررسی شیوه های آموزش و تربیت دینی در سیره عملی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است. در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) از شیوه های بسیار جذاب و موفق برای آموزش و تربیت دینی استفاده می کرد و قطعاً این امر یکی از عوامل موفقیت حضرت در امر مذکور بوده است. استفاده از شیوه ها در این زمان می تواند در موفقیت اهداف آموزش و تربیت دینی تأثیر زیادی داشته باشد.
1. آموزش به شیوه ی غیرمستقیم

گاه در مواردی
آموزش غیر مستقیم اثر بیشتری در متعلم می گذارد یعنی اگر به متعلم مستقیماً گفته شود که فلان امر خوب یا بد است یا ان کار باید انجام بشود یا نه، ممکن است او موضع گیری نماید و خیلی توجه نکند و این امر در مسایل اخلاقی و ارزشی و مذهبی بسیار مهم است که همیشه به صورت مستقیم آموزش داده نشود. گرچه تأثیر آموزش مستقیم در جای خود بسیار زیاد است. ولی در مواردی آموزش غیرمستقیم مؤثرتر است. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در مواردی به صورت غیرمستقیم، حقایق عام الهی را تفهیم می کرد. ابومسعود انصاری می -گوید: غلامی داشتم که او را کتک می زدم، از پشت سر خود صدایی شنیدم که می فرمود: بدان ابا مسعود! خداوند تو را بر او توانایی داده است. (او را بنده تو ساخته) ، برگشتم، دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتم: من او را در راه خدا آزاد کردم !! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر این کار را انجام نمی دادی، آتش تو را فرا می گرفت. (1)
در این داستان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به صورت مستقیم از ابتدا
نفرمود که تو به این بنده ظلم می کنی و جایگاه تو آتش است بلکه مطلب را به صورت غیرمستقیم و کتابی به او فرمود و این آموزش چنان در ابومسعود اثر گذاشت که آن بنده را در راه خدا آزاد کرد. نوع بیان در آموزش های ارزشی و دستورالعمل های رفتاری بسیار مهم است. باید بیان به گونه ای باشد که در قلب مخاطب فرو نشیند.
از امام
علی (علیه السلام) روایت است که فرمود:
هر گاه فردی در نزد پیامبر (صلی الله
علیه و آله) دروغ می گفت ایشان تبسم می نمود و می- فرمود: حرفی است که او می گوید. (2)
طبق این روایت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) به صورت غیر مستقیم می
فهماند که دروغ بد است و نزد حضرت (صلی الله علیه و آله) جایگاهی ندارد یعنی تعبیر این که حرفی است که او می گوید کنایه است که مورد قبول من نیست و نباید دروغ گفت.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) می خواست بفهماند که مردگان پس از مردن
نابود نمی شوند بلکه ارواح آن ها دارای ادراک می باشند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می توانست این امر را مستقیماً بیان کند اما با شیوه ای غیر مستقیم، پس از این که مطلب خود را در ذهن مخاطب وارد می کند و سؤالی برای او مطرح می شود نهایتاً حرف آخر را به صورت مستقیم بیان می- کند. در حدیث معروفی آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر دستور داد اجساد کفار را بعد از پایان جنگ در چاهی بیفکنند سپس آن ها را صدا زد و فرمود: «آیا شما آن چه را که خدا و رسولش وعده داده بود به حق یافتید من که آن چه را خداوند به من وعده داده بود به حق یافتنم». در اینجا عمر اعتراض کرد و گفت ای رسول خدا چگونه با اجسادی سخن می گویی که روح در آن نیست. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: شما سخنان مرا از آن - ها بهتر نمی شنوید چیزی که هست آن ها توانایی پاسخگویی ندارند. (3) یعنی این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با مردگان سخن می گوید به صورت غیر مستقیم دارد بیان می کند که آن ها درک دارند.
2. آموزش به شیوه تکرار

تکرار یکی از روش های آموزشی و
پرورشی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بود که حضرت در شرایط مناسب از آن برای نشان دادن اهمیت موضوع و نهایتاً هضم آن در ذهن مخاطب استفاده می نمود . در زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) مردی بود که شغل مناسبی نداشت و از بیکاری در تنگنا زندگی می کرد، روزی همسرش او را راضی کرد که برای گرفتن کمک نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) برود، او نیز راهی خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشست لب به سخن نگشود پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشست لب به سخن نگشود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به وی گفت: هر کس از ما یاری بخواهد او را یاری می کنیم ولی اگر بی نیازی بورزد خدا او را کمک می کند. مرد مأیوس برگشت روز بعد برای بار دوم به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت باز پیامبر (صلی الله علیه و آله) همان جمله را به وی گفت بار سوم وقتی مرد همان جمله را شنید تازه فهمید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از او چه می خواهد و چه درسی به او داده است. بلافاصله یک تبر برداشت و به صحرا رفت و با هیزم هایی که به دست آورده بود درآمد خوبی پیدا کرد آن گاه خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گزارش داد که چگونه برای سؤال آمد و چه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: من که به تو گفتم: هر که از ما سؤال کند به او عطا کنیم و هر که بی نیازی جوید خدایش بی نیاز کند . (3)
در این داستان، اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به بار اول اکتفا
می کرد مرد متوجه نمی شد اما با تکرار مطلب، شخص متوجه پیام تربیتی و آموزشی حضرت (صلی الله علیه و آله) گردید.
در روایتی از ابی الدرداء آمده است: روزی درباره
ی مسأله ای دینی در حال جدال و مرای بودیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر ما وارد شد و با دیدن این حالت (مراء و جدال) به قدری خشمگین گشت که سابقه نداشت، سپس فرمود: همانا پیش از شما، مردم به خاطر مراء و جدال هلاک شدند، مرای و جدال را کنار بگذارید، چرا که مؤمن ، مراء نمی کند ، مراء را رها کنید ، چرا که اهل مراء زیان کارند، مراء را رها کنید، چرا که من روز قیامت مراء کننده را شفاعت نمی کنم، مراء را کنار بگذارید، همانا من سه خانه در ابتدا، وسط و بالای بهشت برای کسی که صادقانه مراء را رها کند، ضامن هستم، مراء را رها کنید، زیرا پس از پرستش بتها، اولین چیزی که پروردگارم مرا از آن نهی کرده، مراء است. (5)
روزی یکی از اصحاب از پیامبر
خواست که به وی اندرز بدهد. پیامبر از او سه بار قول گرفت و او را متوجه اهمیت مطلبی که می خواهد بگوید کرد، به او فرمود: قبل از انجام هر کاری در عاقبت آن بیندیش. اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است آن را دنبال کن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصمیم خود صرف نظر نما. (6)
ابن عباس گفت: هر گاه پیامبر سخنی را
می فرمود یا در مورد چیزی از ایشان سؤال می شد، سه مرتبه تکرار می کرد تا هم سخن آن شخص کاملاَ روشن شود و هم دیگران بفهمند . (7)
نکته قابل توجه این است که تکرار
مضامین الهی در گفتار پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) خلاصه نمی گردد بلکه گاه به علت اهمیت موضوع پیامبر (صلی الله علیه و آله) به تأکید و تکرار عملی بر یک فعل می پرداخت. مانند آن که پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نزول آیه تطهیر چندین ماه در خانه علی و فاطمه (علیهما السلام) می آمد و همراه با سلام کردن به اهل خانه، آیه تطهیر را تلاوت می نمود. (8)
3. آموزش به شیوه عکس العمل مناسب

گاه حضرت
رسول (صلی الله علیه و آله) مطلب خود را با یک عکس العمل و رفتار مناسب به مخاطب می فهماند، یعنی به جای سخن گفتن، با یک موضع گیری مشخص و مناسب پیام خود را می رساند که این شیوه آموزشی و تربیتی در جایگاه مناسب خود بسیار مؤثر است.
حضرت روزی
وارد خانه ی حضرت فاطمه (علیهما السلام ) شد و دید فاطمه (علیه السلام) دستبندی از نقره، به دست دارد و یک پرده الوان هم آویخته است. پیغمبر با آن علاقه ی مفرطی که به حضرت زهرا (علیهما السلام) داشت، بدون آن که حرفی بزند برگشت. حضرت زهرا (علیهما السلام) احساس کرد که پدرش این مقدار را هم برای ایشان نمی پسندد چون دوره - ی اهل صفه است . فوراً آن دستبند نقره را از دستش بیرون آورد و پرده ی الوان را هم پایین کشید و به همراه کسی خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرستاد. آن شخص آمد عرضه کرد: یا رسول الله ! این ها را دخترتان فرستاده و عرض می کند : به هر مصرفی که صلاح می -دانید برسانید، آن وقت چهره ی پیامبر شکوفا شد و فرمود پدرش بقربانش باد.(9)
آن حضرت مالی را میان اصحاب خود تقسیم کرد، یکی از اعراب گفت: در این قسمت خدا
را ملاحظه نکرد. چون این خبر به رسول الله (صلی الله علیه و آله) رسید رخسارش سرخ شد – حضرت با این عکس العمل به دیگران فهماند که آن عرب چه گفتار ناشایستی گفته است – سپس فرمود خدا رحمت کند برادرم موسی را بیش از این اذیت دید و صبر کرد. (10)
4. آموزش به شیوه ی پرسش و پاسخ

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در روند
آموزش و تعلیم خود موارد زیادی سؤال می کرد تا جواب سؤال یا به واسطه خود فراگیران به دست آید یا به جواب سؤال نزدیک شود یا حداقل زمینه بهتر، جهت پاسخ صحیح توسط خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) فراهم آید. در این روش پیامبر (صلی الله علیه و آله) ضمن بیرون کشیدن اطلاعات مخاطبین و ارزیابی وسعت دایره ی اطلاعات آن ها متناسب با آن، جواب می داد. نکته جالب آن است که پرسش های پیامبر (صلی الله علیه و آله) کاملاً به صورت دقیق و متناسب با موقعیت و در فاصله های زمانی مشخصی بود تا مخاطب خود شخصاً درگیر موضوع شود و فرصت تفکر را بیاب. البته گاهی پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابتدا خود پرسش می کرد و گاه زمینه را طوری فراهم می نمود که مخاطب در ذهنش سؤال ایجاد شود. و با توجه به این که آن سؤال محصول ذهن مخاطب بود جواب پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنان برای او قابل تفهیم بود که بهتر از آن امکان نداشت. روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) که به اصحاب خود فرمود: برادر خود را یاری کنید، چه مظلوم باشد چه ظالم. بلافاصله یکی از صحابه سؤال کرد: یا رسول الله ، اگر او مظلوم باشد، یاری اش می کنم اما بفرمایید چگونه می توانم یک ظالم را یاری دهم؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) جواب داد: در آن صورت او را از بی عدالتی بازدار! چرا که کمک واقعی، بازداشتن او از ظلم است. (11)
این روایت به خوبی روشن می نماید که یک
جمله دقیق چگونه ذهن مخاطب را تحریک می- کند و چه سؤال زیبایی برای او مطرح می شود و چه زیباتر حضرتش (صلی الله علیه و آله) پاسخ می دهد.
خدمت رسول خدا (صلی الله
علیه و آله) از مردی ستایش کردند تا آنجایی که همه ی خصال خوب را برایش شمردند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: عقل او چگونه است؟ عرض کردند: رسول خدا! ما به شما از کوشش وی در عبادت و کارهای خیر گزارش می دهیم، شما از عقلش پرسش می نمایید؟! حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: به راستی احمق به خاطر کم خردیش به مراتب بیشتر از بدکردار، گرفتار فسق و فجور شود. فردای قیامت مردم تنها به عقلی که دارند به درجات بالا و به قرب پروردگار خود می رسند. (12).
در این روایت زیبا
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) برای مشخص کردن جایگاه عقل در اسلام چگونه با سؤال و سپس جواب اصحاب، آموزه خویش را بیان می کند.
این شیوه علاوه بر آن که موجب
نشاط مخاطب می گردید زیرا او را درگیر مطلب می نماید، باعث می شد که مطلب در ذهن و قلب مخاطب بهتر فرو نشیند.
5. آموزش به شیوه تمثیل

در امر آموزش، استفاده از
مثال های زیبا، در فرایند یادگیری و تنوع و نشاط آن سهم زیادی دارد. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) همانند قرآن مجید از مثال های زیادی در مناسبت های گوناگون برای رساندن پیام الهی و یاد دادن حقایق معنوی استفاده نموده است. استفاده از تمثیل موجب می شود که مخاطب مطلب را ساده تر بیاموزد. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای آن که بفهماند که دین اسلام، دین منطقی و معتدلی است و نباید انسان ها با فشار آوردن و سختگیری بیش از حد، فکر کنند که زودتر به مقصد می رسند بلکه این امر چه بسا موجب شود که اصلاً به مقصد نرسند خطاب به جابر فرمود: ای جابر! دین اسلام، دین با متانتی است. با خودت با مدارا رفتار کن . ای جابر! انسان هایی که خیال می کنند با فشار آوردن و سخت گیری بر خود زودتر به مقصد می رسند، اشتباه می کنند آن ها اصلاً به مقصد نمی رسند . مثل آن ها، مثل آدمی است که مرکبی به او داده اند که از شهری به شهر دیگ برود. او خیال می -کند که هر چه بیشتر بر مرکب فشار بیاورد، زودتر می رسد، منزل اول و دوم و سوم را ممکن است در ظرف یک روز برود. اما ناگاه متوجه می شود که حیوان بیچاره را زخمی کرده است و حیوان هم از راه مانده است در اینجا به مقصد که نرسیده است هیچ، مرکب خویش را هم ناقص کرده است . (13)
در حدیث گویا و بیدار
کننده ای از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم رسول خدا وارد زمین بی آب و علفی شد به یارانش فرمود هیزم بیاورید عرض کردند ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اینجا سرزمین خشکی است که هیچ هیزم در آن نیست فرمود: بروید هر کدام هر مقدار می - توانید جمع کنید، هر یک از آن ها مختصر هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد همه را پیش روی پیغمبر (صلی الله علیه و آله) روی هم ریختند سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: « این گونه گناهان کوچک روی هم متراکم می شوند( و شما به تک تک آن ها اهمیتی قایل نیستید) » سپس فرمود: « بترسید از گناهان کوچک که هر چیزی طالبی دارد و طالب آن ها آن -چه را از پیش فرستادند و آن چه را از آثار باقی گذاشته اند می نویسد و همه چیز را در کتاب مبین ثبت کرده.»(14)
این حدیث تکان دهنده ترسیمی است گویا
از تراکم گناهان کم اهمیت و آتش عظیمی است که از مجموع آن ها زبانه می کشد. (15)
در این سیره ی، پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای عینی کردن این حقیقت که گناه
گرچه کم و کوچک باشد، ولی در اثر تکرار، زیاد و بزرگ می شود، اصحاب را برای جمع آوری هیزم در بیابان خشک و بی آب و علف مأمور ساخت تا این حقیقت را به صورت را به صورت عینی و محسوس به آنان نشان دهد.
6. آموزش به شیوه رفتاری نه تنها رهنمود
گفتاری
حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در آموزش و تربیت دین به گفتار تنها
بسنده نمی کرد بلکه او قبل از هر سخن تربیت خود اسوه عملی آن بود. آن چه به آموزش های دینی ویژگی خاص می دهد، اهمیت عمل و رفتار است که شخص معلم باید پایبند باشد تا در هدف خود موفق شود. از نمونه های سیره عملی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در راستای شرکت در ساخت اولین مسجد امت اسلام است که دوش به دوش اصحاب حضرت (صلی الله علیه و آله) کار می کرد و وقتی اصحاب گفتند اجازه دهید ما خودمان کار کنیم و شما استراحت نمایید پیامبر نپذیرفت.
این رفتار، مهمترین اثر آموزشی و تربیتی را به
همراه داشت که تمام افراد باید در امور جمعی سهیم باشند و هریک در اهداف جمعی تبیین شده سهمی مثبت داشته باشد تا در هدف خود موفق شود. از نمونه های سیره عملی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در راستای شرکت در ساخت اولین مسجد امت اسلام است که دوش به دوش اصحاب حضرت (صلی الله علیه و آله) کار می کرد و وقتی اصحاب گفتند اجازه دهید ما خودمان کار کنیم و شما استراحت نمایید پیامبر نپذیرفت.(16)
این رفتار،
مهمترین اثر آموزشی و تربیتی را به همراه داشت که تمام افراد باید در امور جمعی سهیم باشند و هریک در اهداف جمعی تبیین شده سهمی مثبت داشته باشند.
7. آموزش به
شیوه خطابه
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در مناسبت ها و شرایط گوناگون
خطابه هایی جذاب و دلنشین آرایه می کرد. در بعضی از شرایط با زبان ملاطفت و نرمش نمی توان، پیام حق را رساند بلکه آنجا جایگاه زبانی برنده و گویا است تا پیام حق رسانده شود . آنجا باید احساسات افراد را در جهت حق شکوفا کرد، گرچه فن خطابه می تواند در جهت منفی یعنی القای اهداف غیرالهی هم استفاده شود اما آن چه مهم است تأثیرگذاری این فن و این شیوه آموزشی و تربیتی در بین انسان هاست. و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از این شیوه در مناسبت های گوناگون استفاده می کرد.
خطابه های نخستین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ، پیرامون اصول و پایه های
تربیت بدنی بود چنان که می توان گفت اولین خطابه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) پس از بعثت زمانی بود که بر فراز کوه صفا مردم را به خداپرستی دعوت کرد و بعد از این خطابه ها متناسب با رشد مردم، در راستای نیازمندی های فردی و اجتماعی مردم، صورت می گرفت.
مرد انصاری خانه جدیدی در یکی از محلات مدینه خرید و به آنجا
منتقل شد، تازه متوجه شد که همسایه ناهمواری نصیب وی شده، به حضور رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: «در فلان محله، میان فلان قبیله، خانه ای خریده ام و به آنجا منتقل شده ام متأسفانه نزدیک ترین همسایگان من شخصی است که نه تنها وجودش برای من خیر و برکت و سعادت نیست، از شرش نیز در امان نیستم، اطمینان ندارم که موجبات زیان و آزار مرا فراهم نسازد . رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) چهارنفر؛ علی، سلمان، ابوذر، و شخص دیگر را – که گفته - اند مقداد بوده است – مأمور کرد با صدای بلند در مسجد بر عموم مردم از زن و مرد ابلاغ کنند که : «هر کس همسایگانش از آزار او در امان نباشند ایمان ندارد».
این اعلان در سه نوبت تکرار شد. بعد رسول
اکرم (صلی الله علیه و آله) در حالی که با دست خود به چهار طرف اشاره می کرد فرمود: «از هر طرف تا چهل خانه، همسایه محسوب می- شوند». (17)
در این روایت، پیامبر
اکرم (صلی الله علیه و آله) به جهت اهمیت و درک موضوع چند نفر را امر فرمود تا همگی به صورت خطابی جمله ای که در بردارنده ی پیام مهم حق همسایه است را از مکانی عمومی اعلام کنند تا مردم به اهمیت آن پی ببرند.
روزی سه نفر از زن ها، به حضور رسول
اکرم(صلی الله علیه و آله) آمدند و از شوهران خود شکاست کردند. یکی گفت: شهور من گوشت نمی خورد. دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش اجتناب می کند. سومی گفت: شوهر من از زنان دوری می کند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بی درنگ در حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین می کشید، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فریاد کرد: چه می شود گروهی از یاران مرا، که ترک گوشت و بوی خوش وزن کرده اند؟!
همانا من خودم،
هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم از زنان بهره می -گیرم، هر کس از روش من اعراض کند از من نیست. (18)
8. استفاده از وسایل کمک آموزشی

پیامبر
اسلام(صلی الله علیه و آله) متناسب با امکانات موجود از وسایل کمک آموزشی برای رساندن پیام های الهی و تربیتی خود استفاده می نمود و این امر علاوه بر کمک به بهتر فهمیدن، از یک نواختی در امر آموزش جلوگیری می کرد و با ایجاد تنوع و جذابیت، امر آموزش و تربیت را سهل می نمود جابر بن عبدالله می گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر روی زمین جلوی خود خطی مستقیم کشید و فرمود: این راه خداست سپس خطوطی مورب به آن خط وصل کرد و فرمود: این ها همه راه هایی است که بر سر هر یک شیطانی قرار دارد که به آن دعوت می کند، سپس دست خود را روی خط مستقیم گذاشت و این آیه را تلاوت کرد: «این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راه های پراکنده پیروی نکنید که شما را از راه حق دور می سازد این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می کند، شاید پرهیزکاری پیشه کنید.» (19) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با استفاده از ابزار در اختیار به یاران خود فهماند که راه حق همیشه واحد است اما راه های باطل زیاد که برای هر یک آن ها شیطانی است که گمراهان را به آن سو می کشاند.(20)
پیامبر (صلی الله علیه و آله) سه چوب را در فواصل مختلف یکی را جلوی
خود دومی را کنار آن و سومی را دورتر قرار داد و فرمود: آیا می دانید این چوب ها چیستند؟ عرض کردند: خدا و رسولش داناترند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این چوب (اولی) انسان است و آن (دومی) اجل و مرگ او و آن دیگری آرزوی اوست که فرزند آدم را گرفتار خود سازد و پیش از رسیدن به آرزو مرگ، او را فرا گیرد. (21)
پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله) با استفاده از این ابزار آموزشی ساده به زیبایی این حقیقت را که انسان باید بفهمد که به مرگ چقدر نزدیک است و نباید در تخیل نیل به آرزوهای نامحدود که با مانعی هم چون مرگ روبروست فرو رود.
9. استفاده از شیوه
عینی و تجربی در امر آموزش
یکی از شیوه های جذاب آموزشی و تربیتی پیامبر اسلام
(صلی الله علیه و آله) توجه به امور عینی در امر آموزش بود یعنی: حضرت تنها به گفتارهای صرفاً نظری و عقلانی در حوزه های مختلف بسنده نمی کرد. بلکه در آموزش از امور ملموس و محسوس که قابل احساس برای مخاطبان است استفاده می کرد. زیرا برای انسان درک امور محسوس به مراتب از درک امور معقول و نظری آسانتر است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از امور محسوس و قابل تجربه و طبیعی انسان ها را به امور غیرمحسوس و ماوراء طبیعی هدایت می نمود.
حضرت (صلی الله علیه و آله) برای نشان دادن
علاقه ی بسیار خویش به نماز از تشبیه معقول به محسوس استفاده فرمود و خطاب به ابوذر فرمود: «ای اباذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داد و میل به آن را در من به مانند میل گرسنه به غذا و میل تشنه به آب قرار داد. با این تفاوت که گرسنه هر گاه غذا میل کند سیر می شود و تشنه هرگاه آب بیاشامد سیراب می شود ، ولی من از نماز – هرگز – سیر نمی شوم.» (22)
در این روایت زیبا پیامبر (صلی الله علیه و آله) در
امر آموزش و تربیت ذهن ها را به سمتی سوق می دهد که مردم هر روز با آن ارتباط دارند و آن توجه به امور عینی است که بستر بهتر فهمیدن مخاطب را فراهم می نماید.
10. آموزش به شیوه نمایش خودعمل

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) تنها به آموزش
نظری اکتفا نمی کرد بلکه از آموزش های عملی به صورت انجام دادن خود عمل(هدف) نیز استفاده می نمود. این شیوه که از بهترین شیوه - های آموزشی و تربیتی است بسیار در تحقق اهداف آموزشی و تربیتی مؤثر است یعنی : یک بار گفته می شود که چگونه باید وضو گرفت و یکبار وضو گرفته می شود تا دیگران یاد بگیرند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) گاهی در بین مردم وضو می گرفت و می پرسید « چه کسانی مثل من وضو می گیرند؟»
از
ابن مسعود روایت است که حضرت (علیه السلام) در هنگام نماز دست خود را بر روی شانه -های ما قرار می داد و می فرمود: صاف و منظم بایستید، کج نایستید که بین دلهای تان اختلاف می افتد. (23) و در کتاب نهایه علامه آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) هرگاه در روز عید فطر و قربان خارج می شد با صدای بلند تکبیر می گفت.
و
این آموزش های عملی در سیره حضرت (صلی الله علیه و آله) بسیار است به گونه ای که سیره عملی خود حضرت (صلی الله علیه و آله) جزء سنت مسلمانان قرار گرفته است.

پی نوشتها :
1

. مجلسی بحارالانوار، ج 74، ص 142، ح12.
2. طباطبایی ، سنن النبی، ص 130.
3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 18، ص233.
4. کلینی، الکافی، ج 2، ص 139، ح7، باب القناعه.
5. مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص 138، ح 54.
6. حرالعاملی، وسایل الشیعه، ج 2، ص 457، به نقل از مطهری، مجموعه آثار، ج 18، ص 365.
7. طباطبایی ، سنن النبی، ص 13.
8. العسکری، معالم المدرستین، ج1، ص 290.
9. مطهری ، سیره نبوی، ص 58.
10. نراقی، علم اخلاق اسلامی، ص 376.
11. البخاری، صحیح بخاری، کتاب المظالم و الغصب، ص 585، ح 2444.
12. مجلسی ، بحارالانوار ، ج 77، ص 160، ح 144.
13. مطهری، سیره نبوی، ص 121.
14. کلینی، الکافی، ج 3، ص 394.
15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 18، ص 334.
16. این شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب ، ج 1، ص 185.
17. کلینی، الکافی، ج 2، ص 666، باب حق الجوار، به نقل از مطهری، داستان راستان، ج 1، ص 225.
18. مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 104.
19. انعام /351.
20. الصالحی الشامی ، سبل الهدی و الرشاد ، ج 9، ص 400.
21.ورام، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج1، ص280.
22. طباطبایی، سنن النبی، ص 324.
23. همان، ص 322.

ماهنامه، آموزشی اطلاع رسانی معارف

 

آموزش اخلاقی، ارزشی و دینی به نوجوانان و جوانان

سالها است که در میان روان شناسان تربیتی بر سر مسأله آموزش ارزشهای اخلاقی و دینی به نوجوانان و جوانان بحث و اتفاق نظر بوده است. برخی معتقدند که مدرسه باید نسبت به ارزشهای باورهای مذهبی بی طرف بماند و بسیاری معتقدند که آموزش رسمی باید بر آموختن ارزشهای اخلاقی و دینی تأکید نماید. به نظر ما، صحبت بر سر«نیاموختن ارزشها» در خانه و مدرسه و جامعه بر ارزشهای معینی می چرخد و این ارزشهابه شکلهای گوناگون به نوجوانان و جوانان نیز منتقل می شود. بنابراین، ارزشها همیشه آموخته می شوند و ما فقط می توانیم از چگونگی و شکلهای مختلف «آموختن ارزشها» صحبت کنیم. آموزش رسمی و آموزش غیر رسمی، دو شیوه آموختن ارزشها است که هریک از اینها نیز دارای دو جنبه است: آموزش پنهان یا ضمنی و آموزش آشکار (که این نیز به دو صورت ارائه می شود: آموزش مستقیم و آموزش غیر مستقیم). نگاه کنید به شکل 1.

شکل 1. شیوه های آموختن ارزش ها

گاهی گفته می شود که مدارس باید خود را از آموزشهای دینی دور نگه دارند و بدین وسیله به شاگردان فرصت دهند که شخصاً به یادگیری دین و اخلاق بپردازند. افرادی که چنین عقیده ای دارند برخی از مدارس غربی(بخوص فرانسه) را شاهد مثال می آورند که در آنها برنامه های رسمی آشکار آموزش دینی وجود ندارد ارزشهایی را به نوجوانان و جوانان بیاموزند که حاکی از جهت گیری معین دینی باشد.

اما واقعیت چیز دیگری است. در واقع، وقتی که به شاگردان آموزش دینی ندهید فرصت را، نه در اختیار شاگردان بلکه در اختیار رسانه های جمعی و آموزشهای غیر رسمی دیگر می گذارید. وقتی مدرسه و تعلیم وتربیت رسمی ارزشهای دینی را به شاگردان نیاموزد عملاً ارزشهای دیگری را جایگزین آن کرده است که ممکن است ارزشهای غیر دینی، یا حتی ارزشهای ضد دینی، باشد. تعلیم و تربیت نباید در هیچ مسأله تربیتی، آنهم مسأله ای به اهمیت دین و اخلاق، بی تفاوت بماند. بی تفاوت بودن به یک مسأله نیز آموزش معینی را به همراه دارد.

به هر حال، ما با انواع مختلفی از آموزش ارزشها رو به رو هستیم و اکثر روانشناسان تربیتی بر ضرورت آموختن ارزشهای اخلاقی و دینی در دوره نوجوانی و جوانی تأکید می کنند هر چند نظر آنان عموماً با نظر متولیان رسمی مذهبی در باره چگونگی آموزش دین و اخلاق الزاماً همانند نیست.

چگونگی آموزش ارزشهای اخلاقی و دینی به نوجوانان و جوانان در همه جای جهان، چه در کشورهای پیشرفته صنعتی و چه در کشورهای در حال توسعه صنعتی، موضوع بحثهای مهمی قرار گرفته است و ما نیز در کشور خود نیاز جدی داریم که آن را به گفتگوهای اساسی و مبتنی بر یافته های عملی بکشانیم.

بسیارند پدر و مادرهایی که نگران بی اعتنایی یا کم اعتنایی نوجوانان و جوانان به ارزشهای معنوی هستند. پدر و مادرهای دیگری نیز هستند که چگونگی آموزشهای اخلاقی و دینی در مراکز آموزشی را نادرست یا همراه با خطاهای فاحش می دانند. مسلماً کسانی نیز هستند، خاصه متولیان آموزشهای اخلاقی و دینی در مراکز آموزشی رسمی که وضع موجود را نزدیک به وضع مطلوب تلقی می کنند و در مقابلِ انتقاداتی که از اهداف، محتوا و روشهای آموزشی آنان به عمل می آید به شدت ناراحت و برآشفته می شوند.

این نگرانیها و تفاوت دیدگاهها باعث می شود که با پرداختن به مسائل مهمتر آموزش اخلاقی و دینی، نگرش منجسم تر نسبت به موضوع به دست آوریم. سؤالاتی که در مورد چگونگی آموختن ارزشهای اخلاقی و دینی باید به آنها پاسخ داده شود بسیار است که برخی موارد مهمتر را در اینجا بررسی می کنیم تا زمینه بهتری برای بحث آخر این مقاله که مربوط به رویکردهای آموزش اخلاقی و دینی است، فراهم آید.

آموزش پنهان یا ضمنی عبارت از فضای اخلاقی و دینی رایج در مرکز آموزشی است. آموزش پنهان یا ضمنی را هفتاد سال پیش جان دیوئی (1933) برای اولین بار مطرح کرد و اظهار داشت که جدا از برنامه های آشکار و رسمی آموزشی در مورد آموزش اخلاقی و دینی، هر محیط آموزشی مملو از برنامه های پنهان اخلاقی و دینی است که بر فضای آموزشی مسلط است. این فضا در مقررات محیط آموزشی و کلاس درس، در رفتار و نگرشهای مدیر و معلم و سایر کارکنان مرکز، در طرز برخورد آنان با فعالیتهای فوق برنامه و در محتوای کتابهای درسی و سایر مواد آموزشی مشاهده می شود.

الگوهای اخلاقی و دینی که مدیر و معلمان و کارکنان مرکز آموزشی به شاگردان ارائه می کنند تأثیر عمیقی بر باورها و رفتارهای اخلاقی و دینی شاگردان به جای می گذارد که ممکن است از تأثیر آموزشهای رسمی و برنامه ریزی شده اخلاقی و دینی (مثلاً در مورد ارائه خوبی و بدی، شیوه برخورد با دیگران، فاصله حرف و عمل، ویژگیها و عمق رفتارهای دینی) به شاگردان بیشتر باشد.

نوع دیگری از آموزشهای اخلاقی و دینی که در شمار آموزشهای آشکار و برنامه ریزی شده به حساب می آید، آموزش مستقیم و آموزش غیر مستقیم دینی و اخلاقی است. آموزش مستقیم اخلاقی و دینی به معنای ادغام دروس دینی و اخلاقی در برنامه های رسمی مدرسه و تأکید بر ارزشها و ویژگیهای معین اخلاقی و دینی در احساس و اندیشه و رفتار و گفتار شاگردان است. آموزش غیر مستقیم اخلاقی و دینی، ارتباطهای مربیان با شاگردان در فعالیتهای فوق برنامه (یا حتی در برنامه های روزمره) برای تشویق شاگردان به گفتگو درباره باورها و ارزشهای اخلاقی و دینی خود و دیگران و کمک به آنان برای دستبابی به نگرشها و بروز رفتارهایی است که با ارزشهای اخلاقی و دینی آنان همخوانی داشته باشد.

در آموزش مستقیم اخلاقی و دینی، تدریس مفاهیم ویژه اخلاقی و دینی از طریق تعریف و توصیف آنها، ارائه مثالهایی در هر مورد، بحث و گفتگوی شاگردان درباره آنها و نیز از طریق ایفای نقش صورت می گیرد و ممکن است به شاگردانی که فعالیت و موفقیت بیشتری دارند پاداشهای نیز داده شود. در این آموزشها می توان از مطالب و داستانها و قطعات و اشعار اخلاقی و دینی نیز استفاده کرد.

در آموزش مستقیمِ دین و اخلاق به شاگردان، فرض بر این است که این آموزش باعث بهبود خصوصیات دینی و اخلاقی در آنان می شود. به بیان دیگر، آنان یک «دانش پایه ای دینی واخلاقی» به دست می آورند که ممکن است در رفتار آنان مؤثر واقع شود و مانع از اعمال غیر اخلاقی درباره خودشان یا سایرین گردد(لیکونا، 1991؛ و این و رایان، 1993؛ بنت، 1993؛ و دامون، 1995). براین اساس، اگر بخواهیم مشکلات احتمالی اخلاقی و دینی در بین نوجوانان و جوانان رفع شود، یکی از راههای این کار استفاده از آموزش مستقیم دینی و اخلاقی است که درآن آشکارا درباره مشکلات مذکور با نوجوانان وجوانان گفتگو می شود.

در آموزش غیر مستقیم اخلاقی و دینی که اکثر خانواده ها و بزرگسالان و حتی مراکز آموزشی نیز از آن استفاده می کنند، معمولاً دو روش به کار گرفته می شود، یکی توضیح و تشریح ارزشها و دیگری آموزش شناختهای اخلاقی و دینی.

روش توضیح و تشریح ارزشها یک شیوه غیر مستقیم آموزشی است که به شاگردان کمک می کند تا هدف از زندگی و ارزشهایی که می تواند زندگی بهتری را به همراه بیاورد بشناسند. در این روش، که بر فرآیند ارزش گذاری تأکید دارد نه بر محتوای ارزشها، معمولاً شاگردان را، بصورت انفرادی یا در گروههای کوچک، با سؤالات و معماها(یا با بررسیهای موردی) مواجه می سازیم و در جریان پرسش و پاسخ و بحث و گفتگو به آنان کمک می کنیم تا ارزشهای مورد نظر خود را تعریف و توصیف کنند و به دریافت بهتری از ازرشهای اخلاقی و دینی مورد قبول خود نائل آیند.

در روش توضیح و تشریح ارزشها قصد آن نداریم که یک مجموعه معین از ارزشها را در ذهن نوجوانان جای دهیم، بلکه می خواهیم به آنان کمک کنیم تا بتوانند باورها و رفتار خود را به گونه باثباتی به هم مربوط سازند.

مثال زیر نمونه ای است برای برانگیختن گفتگو بین نوجوانان و جوانانی که در یک گروه کوچک گرد آمده اند و با مربی خود در باره مسائل مختلف صحبت می کنند. پس از آنکه مورد زیر به اطلاع مخاطبان رسید می توان از جنبه های گوناگون (تفکر و استدلال، احساسات و عواطف قضاوت تصمیم گیری، نوع ارتباطات در جریان گفتگوها و چگونگی انتقاد از دیدگهای خود و تغییرات احتمالی لازم در هر مورد) در باره آن بحث و گفتگو کرد. در جریان جنگ تحمیلی، مینی بوسی که حامل راننده و نه مسافر بود به دلیل بمباران مستمر جاده توسط نیروهای دشمن نمی توانست مسیر خود را طی کند و به ناچار برای یک توقف شبانه به نزدیکترین پناهگاه صحرایی مراجعه کرد. متأسفانه در این پناهگاه جای کافی وجود نداشت و حداکثر می شد پنج یا شش نفر دیگر را در آن جای داد. مسؤول پناهگاه ناچار بود فقط شش نفر از آنها را به داخل پناهگاه وارد کند و از بقیه بخواهد که در داخل مینی بوس و قدری دورتر از پناهگاه باقی بمانند. مشخصات مسافران و راننده به شرح زیر است. به نظر شما مسؤول پناهگاه به چه صورتی باید شش نفر از ده نفر مذکور را برای ورود به پناهگاه انتخاب می کرد؟

1. یک زن جوان 18 ساله که به علت هوش پایین خود نتوانسته بود بیش از چهار کلاس درس بخواند و بعداً ازدواج کرده و اکنون باردار بود.

2. سربازی که تفنگی نیز با خود داشت و پس از درگیری شدید با همقطاران خود، از جبهه فرار کرده بود و اکنون به شهر خودش باز می گشت. او حتی حاضر نبود تفنگ خود را به مسؤول پناهگاه تحویل دهد.

3. یک نفر روحانی 26 ساله که مدت یک سال برای تبلیغات دینی و برانگیختن سربازان خودی در حمله علیه دشمن در میدانهای نبرد فعالیت کرده بود.

4. یک خانم پزشک 38 ساله که برای دور شدن از مناطق جنگی و رفع خطر از خود می خواست هر چه زودتر خودش را به شهر دیگری که فاصله زیادی با شهرهای جنگ زده داشت برساند. 5- یک مرد چوپان 72 ساله که بیمار بود و وضع جسمی بسیار بدی داشت و می خواست خود را به بیمارستانی که در شهر دیگری بود برساند.

5 . یک معلم جوان 25 ساله که در روستایی در سی کیلومتری این پناهگاه به دانش آموزان دبستانی درس می داد و باید هر چه زودتر به محل کار خود می رفت.

7. یک خانم 40 ساله که سوابق اخلاقی خوبی نداشت و به نظر می رسید که معتاد هم هست.

6. یک نفر نقاش تابلوهای رنگ و روغنی که حدود 55 سال سنش بود و موهای ژولیده ای داشت.

7. یک دانشجوی جوان 22 ساله که در رشته حقوق درس می خواند و برای سر زدن به خانواده اش به شهری در آن نزدیکی سفر می کرد.

8 . راننده مینی بوس که 45 سال سنش بود. همان خانمی که سابقه اخلاقی خوبی نداشت و معتاد بود ادعا می کرد که راننده مینی بوس مخافیانه با دشمن همکاری می کند.

هدف از این نمونه تمرینی آن نیست که قضاوتی در باره ارزشهای اخلاقی و دینی نوجوانان و جوانان مورد گفتگو، به عمل آوریم بلکه می خواهیم ارزشهای معینی را که موجب می شود از میان ده نفر فوق شش را انتخاب کنند به بحث بگذاریم تا نسبت به ارزشهای اخلاقی و دینی خود نگرش روشنتری به دست آورند.

روش آموزش شناختهای اخلاقی و دینی، یک روش غیر مستقیم آموزشی است که بر ارزشهایی چون محبت و درستکاری و عدالت و همکاری و برابری و اعتماد و اتکای به خود و آزادی و دموکراسی در قضاوت و رفتار تأکید دارد. در این روش توجه نوجوانان و جوانان به تفکر و استدلال پیشرفته تر در رعایت مصالح مربوط به خود در ارتباطات انسانی با سایر افراد جلب می شود.

این روش، بر خلاف توضیح و تشریح ارزشها که فارغ از قضاوتها ارزشی و فقط متوجه کشف ارزشهای اخلاقی و دینی مورد قبول فرد بود، بر ارزشهای معینی چون درستکاری وعدالت و غیره مبتنی است و به نوجوان یا جوان کمک می کند که شناختها و استدلال و قضاوت خود را بر اساس هنجارهای اخلاقی و دینی معین قرار دهد.

مثلاً در تئوری رشد هفت مرحله ای اخلاقی و دینی که قبلاً طرح کردیم، هر سطح بالاتر رشد عنوان هنجار متعالی تری از رشد اخلاقی و دینی، با استفاده از نظریه آموزش در منطقه مجاور رشد هر فرد، به وی کمک کنیم تا سطح رشد خود را ارتقا دهد. فضای محیط آموزشی نیز می تواند با ایجاد شرایطی که قدری بالاتر از سطح متوسط اخلاقی و دینی نوجوانان یا جوانان آن مرکز باشد شاگردان خود را به درجات بالاتری برساند و هنگامی که آنان به سطح برتری رسیدند مجدداً فضای اخلاقی و دینی پیشرفته تری را ایجاد کند تا امکان رشد بیشتری را برایشان فراهم آورد.

روش آموزش غیرمستقیم شناختهای اخلاقی و دینی در منطقه مجاور رشد نوجوانان و جوانان به شکلهای گوناگونی قابل اجرا است. روش بحث و گفتگو درباره معماهای اخلاقی و دینی، روش بازنگری و بازپروری خصوصیات اخلاقی و دینی، روش افزایش حساسیتهای اخلاقی و دینی در جریان ارتباطهای رو در رو بین نوجوانان و جوانانی که زمینه های اجتماعی فرهنگی گوناگونی دارند و روش درگیر کردن نوجوانان و جوانان در فعالیتهای اجتماعی و محلی به منظور گسترش انگیزه ها و رشد ارتباط گیری با دیگران، می تواند برای رسیدن به رشد بالاتر اخلاقی و دینی نوجوانان و جوانان کمک بزرگی باشد.

آموزش اخلاقی و دینی باید، همانند هر نوع آموزش دیگری، بر مجموعه ای از اصول تعلیم و تربیت متکی باشد تا به نتیجه برسد. اصول شناخته شده کلاسیک تعلیم و تربیت (اصل کمال، حریت، سندیت، فعالیت، فردیت، اجتماع، و تناسب وضع و عمل) نیز در این آموزشها همچنان دارای اهمیت است. برخی از روان شناسان در سالهای اخیر کوشیده اند اصول تازه ای را در آموزش اخلاقی و دینی مطرح سازند. مثلاً ویلیام دامون(54) (1988، 1995) معتقد است که این آموزشها باید بر اساس یافته های دقیق علمی درباره طبیعت نوجوانان و جوانان و سطح رشد اخلاقی و دینی آنان ارائه شود. دامون شش اصل اساسی را در برنامه های آموزش اخلاقی و دینی پیشنهاد می کند:

1. رشد آگاهی اخلاقی نوجوانان و جوانان در جریان تجارب آنان با محیط طبیعی زندگی اجتماعی فرهنگی خود آنان شکل می گیرد. بنابراین، برای بهبود بخشیدن به امور اخلاقی (نظیر عدالت و شجاعت و مروت و صداقت و مسؤولیت و مهربانی و اطاعت) در آنان باید از راهنمایی و ارشاد و تشویق و ترغیب استفاده کرد و به شیوه های تنبیهی و اعمال قدرت نیازی نیست.

2. آگاهی اخلاقی نوجوانان و جوانان بر اساس واکنشهای عاطفی طبیعی آنها در جریان مشاهدات و برخورد با واقعه ها شکل می گیرد. برخی از این واکنشهای عاطفی، مثلاً احساس همدردی، باعث تقویت احساس و رفتار نوع دوستانه و دلسوزی نسبت به دیگران می شود. عواطف دیگری چون شرم، احساس تقصیر و ترس باعث تقویت رفتار اطاعت آمیز و پذیرش قوانین می شود. احساس تعلق کودکان و نوجوانان به والدین نیز باعث ایجاد پایه های عاطفی رشد احترام به مراجع قدرت می گردد.

3. تعامل نوجوانان با والدین و مربیان و سایر بزرگسالان موجب آشنا شدن نوجوانان با هنجارها و قوانین اجتماعی می شود و آگاهی و احترام به نظم اجتماعی، اصول سازمانی و قدرت قانونی را ایجاد می کند. والدین و بزرگسالانی که رابطه سنجیده و همراه با ابهت با نوجوانان دارند و بده بستان کلامی میان آنان جریان دارد و دست به تنبیه نوجوانان دراز نمی کنند، ثمربخشیدن تأثیر را در رشد قضاوت و رفتار اخلاقی آنان به جای می گذارند.

4. روابط با همسالان باعث آشنایی نوجوانان با هنجارهای تعامل مستقیم و با هنجارهای مشارکت و همکاری و انصاف می گردد. در جریان ارتباط با همسالان است که نوجوانان با هنجارهای رفتار دو جانبه، برابری، و رعایت دیگران آشنا می شوند و این امر باعث تقویت احساس فداکاری در آنان می گردد.

5. گستردگی و تنوع بیش از حد و تجارب اجتماعی می تواند باعث تفاوتها اساسی در استدلال اخلاقی گروهای مختلف نوجوانان بشود. مثلاً همان طور که تفاوت تجارب و نقشهای پسران و دختران باعث تفاوت در رفتارهای اخلاقی آنان می شود نوجوانان هر یک از این دو جنس نیز اگر با تجارب گسترده متنوعی سر و کار داشته باشند قضاوتها و رفتارهای اخلاقی متفاوتی نیز پیدا خواهند کرد.

6. رشد اخلاقی در مدرسه تابع همان فرآیندهای اجتماعی و شناختی است که در سایر شرایط ملاحظه می شود. یعنی از طریق مشارکت در روابط انسانی است که نوجوانان، اخلاقی را می آموزند. به بیان دیگر، اخلاق نوجوانان را نمی توان با تدریس درس اخلاق به آنان آموزش داد. آنان رفتارهای اخلاقی خود را از نوع ارتباطاتی که با والدین و بزرگسالان و همسالان خود دارند می آموزند. بنابراین، خوشبینی درباره نتایج دروس اخلاقی که به نوجوانان و جوانان داده می شود موردی ندارد زیرا آنان عموماً به منظور انجام وظیفه و به صورت موجوداتی منفعل و یا مجبور در این گونه کلاسهای درسی حاضر می شوند.

علاوه بر این، کیفیت تعامل اجتماعی با دیگران و پیامهای اخلاقی که دراین ارتباطها به نوجوانان و جوانان داده می شود بسیار قویتر از آموزشهای مستقیم اخلاقی است که معلم یا استاد در کلاس درس ارائه می کند. اگر خواهان آن هستیم که نوجوانان به اخلاق حسنه انسانی و به صفات محبت و همدردی و انصاف و عدالت و شجاعت و آزادگی و با روحیه تعاون و انسان دوستی آراسته باشند راهی جز این نیست که آنان چنین اخلاقی را در جریان تجارب طبیعی زندگی خود و در ارتباط با والدین و بزرگسالان و همسالان آراسته به به این صفات بیاموزند.

برای آنکه معلمان و والدین سهم مثبتی در رشد اخلاقی و دینی نوجوانان و جوانان داشته باشند باید روابط محترمانه ای را با آنان ایجاد کنند. نوجوانان و جوانان نیاز به راهنمایی دارند و این راهنمایی باید در جریان یک ارتباط متقابل محترمانه به آنان ارائه شود. رها کردن آنان به حال خود آموزشهای مستقیم تأثیر مثبت قابل ذکری بر رفتار آنان ندارد، زیرا رفتار اخلاقی فقط حاصل آموزشهای شناختی نیست.

به بیان دیگر، رشد اخلاقی و دینی نه فقط ناشی از تواناییهای فکری بلکه همچنین حاصل چگونگی روابط با والدین و مربیان و معلمان و همسالان و نوع ارزشهای اجتماعی فرهنگی و عواطفی است که در این ارتباطها با نوجوانان و جوانان مبادله می شود. ترکیب پویای تمام این ویژگیهای انگیزشی و شناختی و عاطفی و اجتماعی فرهنگی سبب می شود وی پذیرای رفتار اخلاقی باشد، هم به ارزشهای اخلاقی اولویت بدهد و هم به خداوند و جاودانگی خیر و فضیلت و ارزش انسانی خود و دیگران ایمان داشته باشد. فردی که چنین خصوصیات و منشی دارد دربرخورد با مسائل براساس تکانشهای احساسی و مکانیسهای دفاعی عمل نخواهد کرد، بلکه با کنترلی که بر خود دارد به اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی وفادار می ماند.

تربیت چنین افرادی در خانواده های سالم، در جریان آموزشهای مبتنی بر یافته های علم روان شناسی تربیتی در پرورش اخلاقی و ارزشی و دینی و در جامعه ای که روی هم رفته برخوردار از سلامت مناسبات انسانی باشد امکان پذیر است. جهانی که ما درآن زندگی می کنیم، به دلیل غلبه مادی گرایی و منفعت پرستی و خودخواهی نابخردانه بر روحیه و رفتار بسیاری از مردم، بیش از هر زمان دیگر نیازمند تربیت اخلاقی و ارزشی و دینی است. نوجوانان و جوانان ما که بیش از همه در معرض خطر فقر و غفلت از ارزشهای انسانی و کم رشدی دینی هستند باید در اولویت مطالعات روان شناسی رشد اخلاقی و ارزشی و دینی قرار گیرند و از بیشترین کمکهای سازمان یافته علمی و انسانی برخوردار شوند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 22:19  توسط مهدی  |