مشاغل

عنوان شغل :

گرده پزی

دراین شغل فرد یا افراداقدام به تولید یک نوع نان  سنتی  ومحلی می پردازند که ازاین طریق علاوه برخدمات رسانی غذایی  به مردم اقدام به کسب درامدنیز می نمایند.

ابزارها ووسایل موردنیاز :

دراین شغل ازابزاری چون :دستگاه خمیر گیر ،تنور(به صورت فلزی یاساخته شده ازخاک ومواددیگر)،میز کار(میزبزرگ)ومیزکوچک وعلاوه براین هاوسایل کوچکتری  مانند :وردنه (خمیرپهن کن)،صفحه زیرخمیرو...استفاده می شود

ودرقسمت موادموردنیازبرای تولید به موادی همچون :آرد،شکر،آب،کنجدودیگرافزودنیهانیاز می باشد.

سیستم نظارت برکار:نظارت براین کارازطریق مراجعی مثل اداره اماکن ،اداره بهداشت واتحادیه صنف مربوطه صورت  می گیرد.

فضای فیزیکی شغل:

فضای این شغل سرپوشیده ومعمولادریک مکان کوچک که حدودا بیست متری باشد انجام می شود.

ساعات کار این شغل:کارکنان درگرده پزی معمولا مثل خبازی ها ازساعت 5/5صبح شروع به کارکرده  وبا دونوبت استراحت تا7شب به کارخودادامه می دهند.

خطرات موجودواحتمالی دراین کار:گاهی دراین کار سوختگی هایی درناحیه دستان وبریدگی های درهنگام کاردستگاه خمیرگیر ممکن است که پیش بیاید.

این شغل درمکان ثابتی صورت می گیرد اما حین کارفرددارای تحرک وجابجایی است.

محیط شغلی به خودی خود سروصدایی ندارد

کسی که اقدام به گرده پزی می کند هم با وسایل وابزرا سروکار داردوهم بادیگران(مشتریان )درارتباط می باشد

به مدرک تحصیلی خاصی نیاز ندارد ورشته صنایع غذایی وتغذیه با شغل مرتبط می باشد.                                       

مدت زمان لازم برای آموزش ویادگیری دراین شغل کوتاه می باشد ومعمولا کسی  که وارداین شغل می شود درماه اول مقدمات لازم برای این کاررا به صورت عملی می اموزدوبا گذشت چند ماه دراین شغل مهارت لازم را کسب می کند.

نوع آموزش لازم دراین شغل به صورت عملی است  یادگیری تناسب موادومیزان زمان لازم برای پخت گرده  ازمهمترین مواردی است که فردشاغل دراین شغل بایدیادبگیردوبداند.

راههای توسعه شغل معمولا باابتکاراتی درتغییرمزه نان واستفاده ازابزارالات جدیدو...ممکن می باشد.

درک فضایی:دراین شغل توانایی جهت یابی نیاز می باشداما خیلی به درک روابط پیچیده نیازندارد.

شخصیت هایی که دارای: تیپ اجتماعی وواقع بین هستند می توانند دراین شغل موفق باشند.

ارزشهای لازم دراین شغل :

ارزشهای لازم دراین شغل علاوه برانسان دوستی وکسب درامد آزادی عمل فردشاغل دراین کار می باشد.

فردشاغل دراین کار بااین اعتقاد که می تواند به همنوع خود خدمت کند وموجب رضایت مشتریان باشد به رشدوتعالی خود کمک می کند.

چشم انداز آینده این شغل  فعلایکنواخت می  باشد.                                 

حقوق ومزایای این شغل بستگی به میزان فروش دارد.

خودافرادشاغل دراین شغل بهترین منبع برای کسب اطلاعات دراین مورد می باشند

توانایی ها ومهارتهای لازم برای این شغل:

ازجملع توانایی های لازم برای این کارمی توان به  توانایی درروابط انسانی درحدمتوسط،توانایی ریاضی درحدابتدایی،توانایی مکانیکی وحرکتی نیزدر حدمتوسط لازم می باشد.

                                                                                  

 

عنوان شغل :

فرش بافی درسنقر

تعریف شغل:

افراددراین حرفه مجموعه ای ازمهارتها وقابلیتهای فردی وشغلی  رابکار می گیرندتابه تولیدفرش یاقالی بپردازند.

ابزارووسایل لازم دراین حرفه :

دارقالی،خامه (نخ رنگرزی شده دررنگهای مختلف )،نخ تار ،نخ پود،نقشه قالی وابزاری همچون:شانه ،قیچی و...

اگرچنانچه قالی باف برای خوداقدام به فرش بافی کندخودوی برکارش نظارت می کند واگربرای شرکت های فرشبافی اقدام به کارکندروندکارتوسط کارشناس فرش بافی موردنظارت وراهنمایی قرار می گیرد.

فضای فیزیکی شغل معمولا درمحیط وفضای سرپوشیده می باشد.

ساعات کاراین شغل بستگی به مهارت وتوان فردقالی باف دارد.

قالی بافی درمکانی ثابت وباتحرک کم صورت می گیرد.

محیط شغلی معمولا ساکت وآرام می باشد وخاصیت کاراین است که درمحیطی آرام انجام شود.

دراین شغل سروکارباابزارووسایل میباشد.

معمولا افراددرشهرستان به صورت سنتی ازمادران خود طریقه ی فرش بافی را آموخته اند ونیاز به مدرک خاصی  ندارد

هرچندامروزه این رشته شغلی دردانشگاهها تدریس میشود وافراد می تواننددراین رشته مدرک گرفته وفارغ التحصیل شونداما فرشبافان سنتی این دیارمعمولا به صورت عملی درکنار مادران خودآموزش دیده اند.

باحمایت ازفرش بافان ازطریق دولت ونهادهای دیگر می توان به توسعه این شغل پرداخت.

                                            

در شهر زيباي سنقر به دست مردم با ذوق شهر و روستاهاي اطراف كه دائماً با طبيعتي زيبا و كوهستانهاي سربلند و مراتع سرسبز آن در تماس اند، فرشهايي بافته مي شود كه حداقل قدمت آن به چند دهه پيش مي رسد.

 

فرش سنقر به فرش كُردي نيز معروف مي باشد و عمدتاً از نوع فرش هاي گوشت دار و داراي پرز بلند است.

 

معروفترين نقوش فرش سنقر عبارتند از؛ بازوبندي، اكبر آبادي، عبداللهي، سماوري، حسين آبادي،  كليایي، كيوناني و ... .

 

همچنین در میان هنرمندان این خطه نقشه هاي غير بومي مانند ماهي درهم، ماهي بيجار، جوزان و ساروق نيز رايج مي باشد.

 

شخصیت هایی که دارای تیپ :قراردادی،هنری ،وواقع بین  هستند میتواننددراین کارموفق باشند.

ارزشهای لازم دراین حرفه :ازارزشهای لازم دراین شغل می توان به داشتن خلاقیت دراجرای نقشه های کوناکون قالی ،بافتن قالی های کوچک مثل تابلوفرش تاقالی های بزرگ رانام بردوهمچنین کسب درامدمناسب بابافتن قالی های ارزشمند ونفیس رانام برد.

فردباهرقالی که می بافد چون بانقش ونگار وگل و...سروکار دارددرکارهنری غرق شده وهرلحظه ازنظرروحی رشد می یابد.

کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند می تواننددرسازمانهایی همچون صنایع دستی استخدام شوند یادرشرکت های فرشبافی به عنوان کارشناس فرش مشغول به کارشوند.

فرشبافی درسنقرتامدتها دررونق بوده است اما مثل  اینکه درحال حاضررونق زیادی ندارد وتنها چندشرکت فرشبافی به صورت محدوداقدام به برپایی دارقالی می نمایند وعده ای ازفرش بافان دراین شرکت ها مشغول به کارند .وخیلی کمتردرخانه هادارقالی دیده میشود.

درموردفرش وفرش بافی می توان ازمنابعی همچون :سازمان میراث فرهنگی وصنایع دستی وگردشگری،شرکت های فرش بافی ،دانشگاهایی که صنایع دستی دران تحصیل می شود،کارشناسان فرش وخودفرش بافان اطلاعات کسب کرد.

                                       

تواناییهاومهارتهای لازم برای این شغل:

 

کسانی که دراین حرفه اشتغال دارن یا می خواهندکه دراین رشته اشتغال یابند بایدمهارتهایی حرکتی ومکانیکی خوبی داشته باشند تابتوانندازابزارووسایل موردنیازدراین حرفه بهره بگیرند وبین انگشتان دستها وچشمان درحین کارهماهنگی ایجادکنند،کمی هم بایداستعدادهنری وریاضی داشته باشند تابتوانند نقشه قالی رابه درستی اجرا وبه پایان ببرند.

جکمتها2

کمت 251 
تلخى‏هاى و شيرينى‏هاى دنيا و آخرت 
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: تلخکامى دنيا، شيرينى آخرت، و شيرينى دنياى حرام، تلخى آخرت است. 
حکمت 252 
فلسفه احکام الهى 
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى)
                         683
و درود خدا بر او، فرمود: خدا «ايمان» را براى پاکسازى دل از شرک، و «نماز» را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى، و «زکات» را عامل فزونى روزى، و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان، و «حج» را براى نزديکى و همبستگى مسلمانان، و «جهاد» را براى عزّت اسلام، و «امر به معروف» را براى اصلاح توده‏هاى ناآگاه، و «نهى از منکر» را براى بازداشتن بى‏خردان از زشتى‏ها، «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان، و «قصاص» را براى پاسدارى از خون‏ها، و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى، و ترک «مى‏گسارى» را براى سلامت عقل، و دورى از «دزدى» را براى تحقّق عفّت، و ترک «زنا» را براى سلامت نسل آدمى، و ترک «لواط» را براى فزونى فرزندان، و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انکار شده، و ترک «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى، و «سلام» کردن را براى امنيت از ترس‏ها، و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امّت، و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب کرد. 
حکمت 253 
روش سوگند دادن ستمکار 
(سياسى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: آنگاه که خواستيد ستمکارى را سوگند دهيد از او بخواهيد که بگويد (از جنبش و نيروى الهى بيزار است» زيرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بيزارى، در کيفر او شتاب شود، امّا اگر در سوگند خود بگويد «به خدايى که جز او خدايى نيست» در کيفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به يگانگى ياد کرد. 
حکمت 254 
تلاش در انفاقهاى اقتصادى 
(اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: اى فرزند آدم خودت وصىّ مال خويش باش، امروز به گونه‏اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند. 
حکمت 255 
تندخويى و جنون 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: تندخويى بى‏مورد نوعى ديوانگى است، زيرا که تندخو پشيمان مى‏شود، و اگر پشيمان نشد پس ديوانگى او پايدار است. 
حکمت 256 
حسادت و بيمارى 
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، فرمود: سلامت تن در دورى از حسادت است. 
حکمت 257 
راه شاد کردن ديگران (اخلاق خانواده) 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: اى کميل خانواده‏ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگوارى، و شب‏ها در رفع نياز خفتگان بکوشند. سوگند به خدايى که تمام صداها را مى‏شنود، هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند. 
حکمت 258 
صدقه و توانگرى 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت کنيد. 
حکمت 259 
شناخت جايگاه وفادارى 
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: وفادارى با خيانتکاران نزد خدا نوعى خيانت، و خيانت به خيانتکاران نزد خدا وفادارى است. 
 
                         
حکمت 260 
پرهيز از مهلت دادن‏هاى خدا 
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: بسا احسان پياپى خدا، گناهکار را گرفتار کند و پرده‏پوشى خدا او را مغرور سازد، و با ستايش مردم فريب خورد، و خدا هيچ کس را همانند مهلت دادن، مورد آزمايش قرار نداد. 
مى‏گويم: (اين سخن امام عليه السّلام در کلمات گذشته آمده بود، امّا چون در اينجا عبارات زيبا و مفيدى اضافه بر گذشته وجود داشت آن را نقل کردم). 
 
                         
بخش حکمت‏هاى شگفتى‏آور از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام 
(در اين فصل برخى از سخنان برگزيده شگفتى‏آور امام را مى‏آوريم که احتياج به تفسير و تحليل دارد). 
1-  روايتى از امام 
اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام 
چون آنگونه شود، پيشواى دين«» قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزى گرد آيند. 
(«يعسوب» يعنى بزرگ مسلمانان، و «قزع» يعنى ابرهاى پاييزى) 
2-  روايتى ديگر از امام 
سخنورى 
اين سخنران، زبردست ماهرى است«». 
(«شحشح» يعنى مهارت دارد، به کسى که خوب حرف مى‏زند يا خوب راه مى‏رود گويند، ولى در موارد ديگر «شحشح» يعنى فردى بخيل) 
3-  روايتى ديگر از امام 
پرهيز از دشمنى کردن 
دشمنى، رنج‏ها و سختى‏هايى هلاک کننده دارد. 
(«قحم» يعنى مهلکه‏ها، زيرا دشمنى آنان را به هلاکت مى‏رساند، و به معنى سختى‏ها نيز آمده که مى‏گويند «قحمة الاعراب»، يعنى روزگار سختى و گرسنگى عرب‏ها به گونه‏اى که اموالشان تمام مى‏شود، و معنى «تقحّم» همين است که مى‏گويند خشکسالى روستاييان را به سرزمين‏هاى سبز و آباد کشانده است). 
4-  روايتى ديگر از امام 
سرپرستى زنان 
چون زنان بالغ شوند، خويشاوندان پدرى براى سرپرستى آنان سزاوارترند. 
منظور از «نصّ» آخرين درجه هر چيز است، مانند «نصّ» در سير، که به معنى آخرين مرحله توانايى مرکب است، هنگامى که مى‏گوييم، «نصصت الرّجل عن الآمر» آنقدر سؤال از کسى بشود که آنچه مى‏داند بيان کند، بنا بر اين «نصّ الحقاق» بمعنى رسيدن به مرحله بلوغ است که پايان دوره کودکى است، اين جمله از فصيح‏ترين کنايات و شگفت آورترين آنها است، منظور امام اين است، هنگامى که زنان باين مرحله برسند «عصبه»: مردان خويشاوند پدرى که محرم آنان هستند، مانند برادر، و عمو، به حمايت آنها سزاوارتر از مادرند، و هم چنين در انتخاب همسر براى آنها، و منظور از حقاق مخالفت و درگيرى مادر، با عصبه، در مورد اين زن است، به طورى که هر کدام به ديگرى مى‏گويد: من از تو احقّ هستم، گفته مى‏شود:
 
 
«حاققته حقاقا» بمعنى رشد عقلى است، يعنى به مرحله‏اى برسد که حقوق و احکام در باره او اجرا شود، اما آن کس که نصّ الحقائق نقل کرده منظورش از حقايق، جمع «حقيقت» است. اين بود معنايى که «ابو عبيد قاسم بن سلام»«» براى اين جمله کرده است، اما نظر من اين است که منظور از «نصّ الحقاق» اين است که زن به مرحله‏اى برسد که جائز باشد تزويج کند، و اختياردار حقوق خود شود، اين در حقيقت تشبيه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع حقّه و «حق» است به معنى شترى که سه سالش تمام و آماده بهره‏بردارى است. «حقائق» نيز جمع حقّه است، بنا بر اين هر دو تعبير به يک معنى باز مى‏گردد، هر چند معنى دوم به روش عرب شبيه‏تر است. 
5-  روايتى ديگر از امام 
تأثير ايمان در روح 
ايمان نقطه‏اى نورانى در قلب پديد آورد که هر چه ايمان رشد کند آن نيز فزونى يابد. 
(لمظة نقطه سياه يا سفيد است، مى‏گويند فرس المظ، يعنى اسبى که در لب او نقطه سپيدى باشد) 
6-  روايتى ديگر از امام 
ضرورت پرداخت زکات 
هر گاه انسان طلبى دارد که نمى‏داند وصول مى‏شود يا نه، پس از دريافت آن واجب است زکات آن را براى سالى که گذشته، بپردازد. 
مى‏گويم: (بنا بر اين «دين ظنون» آن است که طلب کار نمى‏داند آيا مى‏تواند از بدهکار وصول کند يا نه گويا طلب کار در حال ظنّ و گمان است، گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى نه، اين از فصيح‏ترين سخنان است، همچنين هر کارى که طالب آن هستى و نمى‏دانى در چه موضعى نسبت به آن خواهى بود، آن را «ظنون» گويند. و گفته اعشى شاعر عرب از همين باب است، آنجا که مى‏گويد: «چاهى که معلوم نيست آب دارد يا نه، و از محلى که باران گير باشد دور است، نمى‏شود آن را همچون فرات، که پر از آب است، و کشتى و شناگر ماهر را از پا در مى‏آورد، قرار داد» «جدّ» چاه قديمى بيابانى را گويند، و ظنون آن است که معلوم نيست آب دارد يا نه). 
7-  روايتى ديگر از امام 
(وقتى لشکرى را در راه جنگ مشايعت مى‏کرد فرمود) 
اخلاق نظامى 
تا مى‏توانيد از زنان دورى کنيد 
مى گويم: (معنى اين سخن آن که از ياد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ، اعراض کنيد، و از نزديکى با آنان امتناع ورزيد، چه اينکه اين کار بازوان حميت را سست، و در تصميم شما خلل ايجاد مى‏نمايد، و از حرکت سريع، و کوشش در جنگ باز مى‏دارد، هر کس که از چيزى امتناع ورزد گفته مى‏شود «عذب عنه» و «عازب» و «عذوب» به معنى کسى است که از خوردن و آشاميدن امتناع مى‏ورزد). 
8-  روايتى ديگر از امام 
اميد به پيروزى 
مسلمان چونان تيراندازى ماهرى است که انتظار دارد، در همان نخستين تيراندازى پيروز گردد. 
 
                         
مى‏گويم: (ياسرون، کسانى هستند که با تيرها بر سر شترى مسابقه مى‏دهند، و فالج، يعنى چيره دست پيروز، مى‏گويند. قد فلج عليهم و فلجهم. يعنى بر آنان پيروز شدند، و آنان را مغلوب کردند، و راجز«» مى‏گويد: چيره دستى را ديدم که پيروز شد.) 
9-  روايتى ديگر از امام 
جهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم 
هر گاه آتش جنگ شعله مى‏کشيد، ما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پناه مى‏برديم، که در آن لحظه کسى از ما همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دشمن نزديک‏تر نبود. 
(وقتى ترس از دشمن بزرگ مى‏نمود، و جنگ به گونه‏اى مى‏شد که گويا جنگجويان را مى‏خواهد در کام خود فرو برد، مسلمانان به پيامبر پناهنده مى‏شدند، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد، و خداوند به وسيله او نصرت و پيروزى را بر آنان نازل فرمايد، و در سايه آن حضرت ايمن گردند، اما جمله 
«اذا احمرّ البأس» 
کنايه از شدّت کارزار است. در اين باره سخنان متعدّدى گفته شده که بهترين آنها اينکه امام داغى جنگ را به شعله‏هاى سوزان آتش تشبيه کرده است، و از چيزهايى که اين نظر را تقويت مى‏کند، سخن پيامبر در جنگ حنين است، هنگامى که نبرد سخت شد و شمشير زدن مردم را در جنگ «هوازن» مشاهده کرد فرمود: 
«الآن حمى الوطيس» 
اکنون تنور جنگ داغ شد، «وطيس» تنور آتش است، بنا بر اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داغى و گرمى جنگ را به افروختگى و شدّت شعله‏ورى آتش تشبيه فرموده است). 
 
                         
ادامه حکمت‏ها 
حکمت 261 
مظلوميت امام على عليه السّلام 
(سياسى، تاريخى) و درود خدا بر او، فرمود: (آن هنگام که تهاجم ياران معاويه به شهر انبار، و غارت کردن آن را شنيد، تنها و پياده به طرف پادگان نظامى کوفه «نخيله»«» حرکت کرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند اى امير مؤمنان ما آنان را کفايت مى‏کنيم، فرمود) شما از انجام کار خود درمانده‏ايد چگونه کار ديگرى را برايم کفايت مى‏کنيد اگر رعاياى پيش از من از ستم حاکمان مى‏ناليدند، امروز من از رعيت خود مى‏نالم، گويى من پيرو، و آنان حکمرانند، يا من محکوم و آنان فرمانروايانند. وقتى سخن امام در يک سخنرانى طولانى که برخى از آن را در ضمن خطبه‏هاى گذشته آورديم، به اينجا رسيد. (دو نفر از ياران جلو آمدند و يکى گفت: من جز خود و برادرم را در اختيار ندارم، اى امير المؤمنان فرمان ده تا هر چه خواهى انجام دهم، امام فرمود) شما کجا و آنچه من مى‏خواهم کجا 
حکومت 262 
مشکل حقّ ناشناسى 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (حارث بن حوت«» نزد امام آمد و گفت: آيا چنين پندارى که من اصحاب جمل را گمراه مى‏دانم چنين نيست، امام فرمود) اى حارث تو زير پاى خود را ديدى، امّا به پيرامونت نگاه نکردى، پس سرگردان شدى، تو حق را نشناختى تا بدانى که اهل حق چه کسانى مى‏باشند و باطل را نيز نشناختى تا باطل گرايان را بدانى. (حارث گفت: من و سعد بن مالک،«» و عبد اللّه بن عمر، از جنگ کنار مى‏رويم، امام فرمود) همانا سعد و عبد اللّه بن عمر، نه حق را يارى کردند، و نه باطل را خوار ساختند. 
حکمت 263 
مشکل هم نشينى با قدرتمندان 
(سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: همنشين پادشاه، شير سوارى را ماند که ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولى خود مى‏داند که در جاى خطرناکى قرار گرفته است. 
حکمت 264 
نيکى به بازماندگان ديگران 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: به بازماندگان ديگران نيکى کنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه‏دارند. 
حکمت 265 
گفتار حکيمان و درمان 
(علمى، درمانى) و درود خدا بر او، فرمود: گفتار حکيمان اگر درست باشد درمان«»، و اگر نادرست، درد جان است. 
حکمت 266 
روش صحيح پاسخ دادن 
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: (شخصى از امام پرسيد که ايمان را تعريف کن) فردا نزد من بيا تا در جمع مردم پاسخ گويم، که اگر تو گفتارم را فراموش کنى ديگرى آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شکار رمنده است، يکى آن را به دست آورد، و ديگرى آن را از دست مى‏دهد. 
(پاسخ امام در حکمت 31 آمد که آن را نقل کرديم که ايمان را بر چهار شعبه تقسيم کرد) 
حکمت 267 
پرهيز از حرص ورزى در کسب روزى 
(اعتقادى، معنوى)
 
                         
و درود خدا بر او، فرمود: اى فرزند آدم اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزى تو را خواهد رساند. 
حکمت 268 
اعتدال در دوستى‏ها و دشمنى‏ها 
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: در دوستى با دوست مدارا کن، شايد روزى دشمن تو گردد، و در دشمنى با دشمن نيز مدارا کن، زيرا شايد روزى دوست تو گردد. 
حکمت 269 
روش برخورد با دنيا 
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: مردم در دنيا دو دسته‏اند، يکى آن کس که در دنيا براى دنيا کار کرد، و دنيا او را از آخرتش بازداشت، بر بازماندگان خويش از تهيدستى هراسان، و از تهيدستى خويش در امان است، پس زندگانى خود را در راه سود ديگران از دست مى‏دهد. و ديگرى آن که در دنيا براى آخرت کار مى‏کند، و نعمت‏هاى دنيا نيز بدون تلاش به او روى مى‏آورد، پس بهره هر دو جهان را چشيده، و مالک هر دو جهان مى‏گردد، و با آبرومندى در پيشگاه خدا صبح مى‏کند، و حاجتى را از خدا درخواست نمى‏کند جز آن که روا مى‏گردد. 
حکمت 270 
ضرورت حفظ اموال کعبه 
(تاريخى، فقهى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: (در زمان حکومت عمر، نسبت به فراوانى زيور و زينت‏هاى کعبه صحبت شد، گروهى گفتند آنها را براى لشکر اسلام مصرف کن، کعبه زر و زينت نمى‏خواهد، وقتى از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند، فرمود) همانا قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هنگامى نازل گرديد که اموال چهار قسم بود، اموال مسلمانان، که آن را بر أساس سهم هر يک از وارثان، تقسيم کرد، و غنيمت جنگى که آن را به نيازمندانش رساند، و خمس، که خدا جايگاه مصرف آن را تعيين فرمود، و صدقات، که خداوند راه‏هاى بخشش آن را مشخّص فرمود. و زيور آلات و زينت کعبه از اموالى بودند که خدا آن را به حال خود گذاشت، نه از روى فراموشى آن را ترک کرد، و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نيز آن را به حال خود واگذار چنانکه خدا و پيامبرش آن را بحال خود واگذاشتند. (عمر گفت: اگر تو نبودى رسوا مى‏شديم، و متعرّض زيور آلات کعبه نشد) 
حکمت 271 
روش صحيح قضاوت 
(قضايى) و درود خدا بر او، فرمود: (دو نفر دزد را خدمت امام آوردند که از بيت المال دزدى کرده بودند، يکى برده مردم، و ديگرى برده‏اى جزو بيت المال بود، امام فرمود) برده‏اى که از بيت المال است حدّى بر او نيست، زيرا مال خدا مقدارى از مال خدا را خورده است، امّا ديگرى بايد حدّ دزدى با شدّت بر او اجرا گردد (سپس دست او را بريد). 
 
حکمت 272 
ضرورت استقامت در برداشتن کجى‏ها 
(سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: اگر از اين فتنه‏ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگونى‏هاى بسيار پديد مى‏آورم. 
حکمت 273 
 
ضرورت توکّل به خداوند 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: به يقين بدانيد خداوند براى بنده خود هر چند با سياست و سخت کوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه که در علم الهى«» وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان و کم سياست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حايلى نخواهد گذاشت، هر کس اين حقيقت را بشناسد و به کار گيرد، از همه مردم آسوده‏تر است و سود بيشترى خواهد برد. و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زيانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده‏اى که گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمايش گردد، پس اى کسى که از اين گفتار بهرمند مى‏شوى، بر شکر گزارى بيفزاى، و از شتاب بى جا دست بردار، و به روزى رسيده قناعت کن. 
حکمت 274 
ضرورت عمل گرايى 
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: علم خود را نادانى، و يقين خود را شک و ترديد مپنداريد، پس هر گاه دانستيد عمل کنيد، و چون به يقين رسيديد اقدام کنيد. 
حکمت 275 
ضدّ ارزش‏هاى اخلاقى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: طمع به هلاکت مى‏کشاند و نجات نمى‏دهد، و به آنچه ضمانت کند، وفادار نيست، و بسا نوشنده آبى که پيش از سيراب شدن گلو گيرش شد، و ارزش آنچه که بر سر آن رقابت مى‏کنند، هر چه بيشتر باشد، مصيبت از دست دادنش اندوهبارتر خواهد بود، و آرزوها چشم بصيرت را کور مى‏کند، و آنچه روزى هر کسى است بى جستجو خواهد رسيد. 
حکمت 276 
پرهيز از دورويى‏ها 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: خدايا به تو پناه مى‏برم که ظاهر من در برابر ديده‏ها نيکو، و درونم در آنچه که از تو پنهان مى‏دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتارى که تو از آن آگاهى، توجّه مردم را به خود جلب نمايم، و چهره ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال نادرستى که درونم را زشت کرده به سوى تو آيم، تا به بندگانت نزديک، و از خشنودى تو دور گردم. 
حکمت 277 
سوگند امام عليه السّلام 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: نه، سوگند به خدايى که با قدرت او شب تاريک را به سر برديم که روز سپيدى در پى داشت، چنين و چنان نبود. 
حکمت 278 
ارزش تداوم عمل 
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: کار اندکى که ادامه يابد، از کار بسيارى که از آن به ستوه آيى اميدوار کننده‏تر است. 
 
حکمت 279 
شناخت جايگاه واجبات و مستحبّات 
(عبادى) و درود خدا بر او، فرمود: هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترک کنيد. 
حکمت 280 
ياد قيامت و آمادگى 
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که به ياد سفر طولانى آخرت باشد خود را آماده مى‏سازد. 
حکمت 281 
برترى عقل از مشاهده چشم 
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهى چشم‏ها دروغ مى‏نماياند، امّا آن کس که از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نمى‏کند. 
حکمت 282 
غرور، آفت پندپذيرى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: ميان شما و پندپذيرى، پرده‏اى از غرور و خودخواهى وجود دارد. 
حکمت 283 
علل سقوط جامعه 
(اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و کوتاهى ورزند 
حکمت 284 
دانش نابود کننده عذرها 
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: دانش، راه عذر تراشى را بهانه جويان بسته است. 
حکمت 285 
ضرورت استفاده از فرصت‏ها 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: آنان که وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهى مى‏ورزند. 
حکمت 286 
سرانجام خوشى‏ها 
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: مردم چيزى را نگفتند خوش باد، جز آن که روزگار، روز بدى را براى او تدارک ديد. 
حکمت 287 
مشکل درک قضا و قدر 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (از قدر پرسيدند، پاسخ داد:) راهى است تاريک، آن را مى‏پماييد، و دريايى است ژرف، وارد آن نوشيد، و رازى است خدايى، خود را به زحمت نيندازيد. 
حکمت 288 
جهل و خوارى 
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: هر گاه خدا بخواهد بنده‏اى را خوار کند، دانش را از او دور سازد. 
حکمت 289 
الگوى کامل انسانيت 
(اخلاقى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: در گذشته برادرى دينى داشتم«» که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنياى حرام در چشم او بى‏ارزش مى‏نمود، و از شکم بارگى دور بود، پس آنچه را نمى‏يافت آرزو نمى‏کرد، و آنچه را مى‏يافت زياده روى نداشت. در بيشتر عمرش ساکت بود، امّا گاهى که لب به سخن مى‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش کنندگان را فرو مى‏نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف مى‏نمود، امّا در برخورد جدّى چونان شير پيشه مى‏خروشيد، يا چون مار بيابانى به حرکت در مى‏آمد. تا پيش قاضى نمى‏رفت دليلى مطرح نمى‏کرد، و کسى را که عذرى داشت سرزنش نمى‏کرد، تا آن که عذر او را مى‏شنيد، از درد شکوه نمى‏کرد، مگر پس از تندرستى و بهبودى، آنچه عمل مى‏کرد مى‏گفت، و بدانچه عمل نمى‏کرد چيزى نمى‏گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى‏گرفتند در سکوت مغلوب نمى‏گرديد.
 
و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود. اگر بر سر دو راهى دو کار قرار مى‏گرفت، مى‏انديشيد که کدام يک با خواسته نفس نزديک‏تر است با آن مخالفت مى‏کرد، پس بر شما باد روى آوردن به اينگونه از ارزش‏هاى اخلاقى، و با يکديگر در کسب آنها رقابت کنيد، و اگر نتوانستيد، بدانيد که به دست آوردن برخى از آن ارزش‏هاى اخلاقى بهتر از رها کردن همه است. 
حکمت 290 
مسؤوليت نعمت‏ها 
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: اگر خدا بر گناهان وعده عذاب هم نمى‏داد، لازم بود به خاطر سپاسگزارى از نعمت‏هايش نافرمانى نشود. 
حکمت 291 
روش تسليت گفتن 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: (جهت تسليت گفتن به اشعث بن قيس در مرگ فرزندش) اى اشعث اگر براى پسرت اندوهناکى، به خاطر پيوند خويشاوندى سزاوارى، امّا اگر شکيبا باشى هر مصيبتى را نزد خدا پاداشى است. اى اشعث اگر شکيبا باشى تقدير الهى بر تو جارى مى‏شود و تو پاداش داده خواهى شد و اگر بى تابى کنى نيز تقدير الهى بر تو جارى مى‏شود و تو گناه کارى. اى اشعث پسرت تو را شاد مى‏ساخت و براى تو گرفتارى و آزمايش بود، و مرگ او تو را اندوهگين کرد در حالى که براى تو پاداش و رحمت است. 
حکمت 292 
عزاى پيامبر عليه السّلام و بى‏تابى‏ها 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (به هنگام دفن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) همانا شکيبايى نيکوست جز در غم از دست دادنت، و بى‏تابى ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصيبت تو بزرگ، و مصيبت‏هاى پيش از تو و پس از تو ناچيزند. 
حکمت 293 
دوستى با احمق هرگز 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: همنشين بى‏خرد مباش، که کار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشى. 
حکمت 294 
فاصله ميان شرق و غرب 
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: (از فاصله ميان مشرق و مغرب پرسيدند، فرمود:) به اندازه يک روز رفتن خورشيد. 
حکمت 295 
شناخت دوستان و دشمنان 
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نيز سه دسته‏اند، امّا دوستانت: دوست تو و دوست دوست تو، و دشمن دشمن تو است، و امّا دشمنانت، پس دشمن تو، و دشمن دوست تو، و دوست دشمن تو است. 
حکمت 296 
پرهيز از دشمنى‏ها 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: (شخصى را ديد که چنان بر ضد دشمنش مى‏کوشيد که به خود زيان مى‏رسانيد، فرمود:) تو مانند کسى هستى که نيزه در بدن خود فرو برد تا ديگرى را که در کنار اوست بکشد 
حکمت 297 
 
ضرورت عبرت گرفتن 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: عبرت‏ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک 
حکمت 298 
اعتدال در دشمنى‏ها 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که در دشمنى زياده روى کند گناهکار، و آن کس که در دشمنى کوتاهى‏
 
                         703
کند ستمکار است، و هر کس که بى‏دليل دشمنى کند نمى‏تواند با تقوا باشد 
حکمت 299 
نماز در نگرانى‏ها 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: آنچه که بين من و خدا نارواست اگر انجام دهم و مهلت دو رکعت نماز داشته باشم که از خدا عافيت طلبم، مرا اندوهگين نخواهد ساخت. 
حکمت 300 
شگفتى روزى بندگان 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسيدند چگونه خدا با فراوانى انسان‏ها به حسابشان رسيدگى مى‏کند پاسخ داد:) آن چنانکه با فراوانى آنان روزيشان مى‏دهد (و باز پرسيدند چگونه به حساب انسان‏ها رسيدگى مى‏کند که او را نمى‏بينند فرمود) همان گونه که آنان را روزى مى‏دهد و او را نمى‏بينند

حکمت ها1

امدادهاى الهى و حفظ انسان 
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: با هر انسانى دو فرشته است که او را حفظ مى‏کنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش مى‏گذارند، که همانا زمان عمر انسان، سپرى نگهدارنده است. 
 
                         
حکمت 202 
واقع نگرى در مسائل سياسى 
(سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: (طلحه و زبير خدمت امام آمدند و گفتند با تو بيعت کرديم که ما در حکومت شريک تو باشيم، فرمود) نه هرگز بلکه شما در نيرو بخشيدن، و يارى خواستن شرکت داريد، و دو ياوريد به هنگام ناتوانى و درماندگى در سختى‏ها. 
حکمت 203 
ياد مرگ و پرهيزکارى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: اى مردم از خدايى بترسيد که اگر سخنى گوييد مى‏شنود، و اگر پنهان داريد مى‏داند، و براى مرگى آماده باشيد، که اگر از آن فرار کنيد شما را مى‏يابد، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مى‏گيرد، و اگر فراموشش کنيد شما را از ياد نبرد.  
حکمت 204 
بى‏توجّهى به سپاسگذارى مردم 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: ناسپاسى مردم تو را از کار نيکو باز ندارد، زيرا هستند کسانى، بى آن که از تو سودى برند تو را مى‏ستايند، چه بسا ستايش اندک آنان براى تو، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد. (و خداوند نيکوکاران را دوست دارد) 
حکمت 205 
گنجايش نامحدود ظرف علم 
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مى‏شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جاى دهى، وسعتش بيشتر مى‏شود. 
حکمت 206 
ره آورد حلم و بردبارى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: نخستين پاداش بردبار از بردبارى‏اش آن که مردم در برابر نادان، پشتيبان او خواهند بود. 
حکمت 207 
ارزش همانند شدن با خوبان 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: اگر بردبار نيستى، خود را به بردبارى بنماى، زيرا اندک است کسى که خود را همانند مردمى کند و از جمله آنان به حساب نيايد. 
حکمت 208 
مراحل خودسازى 
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که از خود حساب کشد، سود مى‏برد، و آن که از خود غفلت کند زيان مى‏بيند، و کسى که از خدا بترسد ايمن باشد، و کسى که عبرت آموزد آگاهى يابد، و آن که آگاهى يابد مى‏فهمد، و آن که بفهمد دانش آموخته است 
حکمت 209 
خبر از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام 
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: دنيا پس از سرکشى، به ما روى مى‏کند، چونان شتر مادّه بد خو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس اين آيه را خواند) «و اراده کرديم که بر مستضعفين زمين، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت‏ها گردانيم» 
حکمت 210 
الگوهاى پرهيزکارى 
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: از خدا بترسيد، ترسيدن انسان وارسته‏اى که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده، و در بهره بردن از فرصت‏ها کوشيده،
 
                         
و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده، و در دنياى زودگذر، و پايان زندگى و عاقبت کار، بدرستى انديشيده است 
حکمت 211 
ارزش‏هاى اخلاقى 
(اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: بخشندگى، نگاه‏دارنده آبروست، و شکيبايى دهان بن بى‏خردان، و عفو زکات پيروزى، و دورى کردن، کيفر خيانتکار، و مشورت چشم هدايت است. و آن کس که با رأى خود احساس بى‏نيازى کند به کام خطرها افتد، شکيبايى با مصيبت‏هاى شب و روز پيکار کند، و بى‏تابى، زمان را در نابودى انسان يارى دهد، و برترين بى‏نيازى ترک آرزوهاست، و چه بسا عقل که اسير فرمانروايى هوس است، حفظ و به کار گيرى تجربه رمز پيروزى است، و دوستى نوعى خويشاوندى به دست آمده است، و به آن کس که به ستوه آمده و توان تحمّل ندارد اعتماد نکن. 
حکمت 212 
خودپسندى آفت عقل 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: خودپسندى يکى از حسودان عقل است. 
حکمت 213 
تحمّل مشکلات و خشنودى 
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: چشم از سختى خوار و خاشاک و رنج‏ها فرو بند تا همواره خشنود باشى. 
حکمت 214 
 
نرمخويى و کاميابى 
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که درخت شخصيت او نرم و بى‏عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است. 
حکمت 215 
اختلاف آفت انديشه 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: اختلاف نابود کننده انديشه است. 
حکمت 216 
قدرت و تجاوزکارى 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که به نوايى رسيد تجاوزکار شد. 
حکمت 217 
دگرگونى روزگار و شناخت انسان‏ها 
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: در دگرگونى روزگار، گوهر شخصيت مردان شناخته مى‏شود«». 
حکمت 218 
حسادت آفت دوستى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: حسادت بر دوست، از آفات دوستى است. 
حکمت 219 
آرزوها آفت انديشه 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: قربانگاه انديشه‏ها، زير برق آرزوهاست. 
حکمت 220 
عدالت در قضاوت 
(اخلاقى، قضايى) و درود خدا بر او، فرمود: داورى با گمان بر افراد مورد اطمينان، دور از عدالت است. 
حکمت 221 
آينده دردناک ستمکاران 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: بدترين توشه براى قيامت، ستم بر بندگان است. 
حکمت 222 
بى‏توجّهى به بدى بدکاران 
(اخلاقى، اجتماعى)
 
                         677
و درود خدا بر او، فرمود: خود را به بى‏خبرى نماياندن از بهترين کارهاى بزرگواران است. 
حکمت 223 
حياء و عيب پوشى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که لباس حياء بپوشد، کسى عيب او را نبيند. 
حکمت 224 
برخى از ارزش‏هاى اخلاقى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: با سکوت بسيار، وقار انسان بيشتر شود، و با انصاف بودن، دوستان را فراوان کند، و با بخشش، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزينه‏ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه، مخالفان را درهم شکند، و با شکيبايى در برابر بى‏خرد، ياران انسان زياد گردند. 
حکمت 225 
حسادت و بيمارى 
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، فرمود: شگفتا که حسودان از سلامتى خود غافل مانده‏اند 
حکمت 226 
طمع‏ورزى و خوارى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: طمعکارى همواره زبون و خوار است. 
حکمت 227 
ارکان ايمان 
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: (از ايمان پرسيدند). ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضاء و جوارح استوار است. 
حکمت 228 
ارزش‏ها و ضدّ ارزش‏ها 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که از دنيا اندوهناک مى‏باشد، از قضاء الهى خشمناک است، و آن کس که از مصيبت وارد شده شکوه کند از خدا شکايت کرده، و کسى که نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمايه‏اش برابر او فروتنى کند، دو سوّم دين خود را از دست داده است و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنّم شود حتما از کسانى است که آيات الهى را بازيچه قرار داده است، و آن کس که قلب او با دنيا پرستى پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهى رها نشدنى، حرصى جدا نشدنى، و آرزويى نايافتنى. 
حکمت 229 
ارزش قناعت و خوش خلقى 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: آدمى را قناعت براى دولتمندى، و خوش خلقى براى فراوانى نعمت‏ها کافى است. (از امام سؤال شد تفسير آيه، فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً چيست فرمود) آن زندگى با قناعت است«». 
حکمت 230 
راه به دست آوردن روزى 
(اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: با آن کس که روزى به او روى آورده شراکت کنيد، که او توانگرى را
 
                         
سزاوارتر، و روى آمدن روزگار خوش را شايسته‏تر است. 
حکمت 231 
تعريف عدل و إحسان 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: در تفسير آيه 90 سوره نحل «خدا به عدل و احسان فرمان مى‏دهد» فرمود) عدل، همان انصاف، و احسان، همان بخشش است. 
حکمت 232 
ره آورد إنفاق 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که با دست کوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گيرد. 
مى‏گويم: (معنى سخن اين است که آنچه انسان از اموال خود در راه خير و نيکى انفاق مى‏کند، هر چند کم باشد، خداوند پاداش او را بسيار مى‏دهد، و منظور از «دو دست» در اينجا دو نعمت است، که امام عليه السّلام بين نعمت پروردگار، و نعمت از ناحيه انسان، را با کوتاهى و بلندى فرق گذاشته است که نعمت و بخشش از ناحيه بنده را کوتاه، و از ناحيه خداوند را بلند قرار داده است، بدان جهت که نعمت خدا هميشگى و چند برابر نعمت مخلوق است، چرا که نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمتها است، بنا بر اين تمام نعمتها به نعمتهاى خدا باز مى‏گردد، و از آن سرچشمه مى‏گيرد). 
حکمت 233 
پرهيز از آغازگرى در مبارزه 
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: (به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام فرمود) کسى را به پيکار دعوت نکن، اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيکار تجاوزکار، و تجاوزکار شکست خورده است. 
حکمت 234 
تفاوت اخلاقى مردان و زنان 
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: برخى از نيکوترين خلق و خوى زنان، زشت‏ترين اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى‏دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‏کند، و چون ترسان باشد از هر چيزى که به آبروى او زيان رساند فاصله مى‏گيرد.«» 
حکمت 235 
نشانه خردمندى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چيزى را در جاى خود مى‏نهد. (گفتند پس جاهل را تعريف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نيز شناساندم. 
(يعنى جاهل کسى که هر چيزى را در جاى خود نمى‏گذارد، بنا بر اين با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند) 
حکمت 236 
زشتى دنياى حرام 
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: به خدا سوگند اين دنياى شما که به انواع حرام آلوده است، در ديده من از استخوان خوکى که در دست بيمارى جذامى باشد، پست‏تر است 
حکمت 237 
اقسام عبادت 
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش کردند، که اين پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است. 
حکمت 238 
مشکلات تشکيل خانواده 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: زن و زندگى، همه‏اش زحمت و دردسر است و زحمت بارتر اينکه چاره‏اى جز بودن با او نيست«». 
 
                         
حکمت 239 
زشتى سستى و سخن چينى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس تن به سستى دهد، حقوق را پايمال کند، و هر کس سخن چين را پيروى کند دوستى را به نابودى کشاند. 
حکمت 240 
غصب و ويرانى 
(اقتصادى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: سنگ غصبى در بناى خانه، مايه ويران شدن آن است. 
(اين سخن از رسول خدا نقل شده است، و اينکه سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام شبيه يکديگرند جاى شگفتى نيست براى اينکه هر دو از يک جا سر چشمه گرفته و در دو ظرف ريخته شده است). 
حکمت 241 
آينده دردناک ستمکاران 
(سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: روزى که ستمديده از ستمکار انتقام کشد، سخت‏تر از روزى است که ستمکار بر او ستم روا مى‏داشت. 
حکمت 242 
ارزش ترس از خداوند 
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: از خدا بترس هر چند اندک، و ميان خود و خدا پرده‏اى قرار ده هر چند نازک 
حکمت 243 
روش صحيح پاسخگويى 
(علمى) و درود خدا بر او، فرمود: هرگاه پاسخ‏ها همانند و زياد شد، پاسخ درست پنهان گردد. 
حکمت 244 
مسؤوليت نعمت‏هاى الهى 
(اعتقادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر کس آن را بپردازد، فزونى يابد، و آن کس که نپردازد و کوتاهى کند، در خطر نابودى قرار گيرد. 
حکمت 245 
کاستى قدرت و کنترل شهوت 
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: هنگامى که توانايى فزونى يابد، شهوت کاستى گيرد. 
حکمت 246 
هشدار از پشت کردن نعمت‏ها 
(معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: از فرار نعمت‏ها بپرهيزيد، زيرا هر گريخته‏اى باز نمى‏گردد. 
حکمت 247 
ره‏آورد سخاوت 
 
اقتصادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: بخشش بيش از خويشاوندى محبّت آورد. 
حکمت 248 
تقويت خوشبينى‏ها 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: چون کسى به تو گمان نيک برد، خوشبينى او را تصديق کن. 
حکمت 249 
بهترين عمل‏ها 
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: بهترين کارها آن است که با ناخشنودى در انجام آن بکوشى. 
حکمت 250 
خداشناسى در حوادث روزگار 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: خدا را از سست شدن اراده‏هاى قوى، گشوده شدن گره‏هاى دشوار، و درهم شکسته شدن تصميم‏ها، شناختم

حکمت ها

حکمت 151 
ضرورت آينده نگرى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس را پايانى است، تلخ يا شيرين. 
حکمت 152 
توجه به فنا پذيرى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: آنچه روى مى‏آورد، باز مى‏گردد، و چيزى که باز گردد گويى هرگز نبوده است 
حکمت 153 
صبر و پيروزى 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: انسان شکيبا، پيروزى را از دست نمى‏دهد، هر چند زمان آن طولانى شود. 
حکمت 154 
اهميت نيت‏ها 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که از کار مردمى خشنود باشد، چونان کسى است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلى روى آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه کردار باطل، و گناه خشنودى به کار باطل. 
حکمت 155 
ضرورت پايبندى به عهد و پيمان 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: عهد و پيمان‏ها را پاس داريد به خصوص با وفاداران.«» 
حکمت 156 
ضرورت خدا شناسى و اطاعت 
(اخلاقى، عبادى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: خداى را اطاعت کنيد که در نشناختن پروردگار عذرى نداريد. 
حکمت 157 
فراهم بودن راه‏هاى هدايت 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: اگر چشم بينا داشته باشيد، حقيقت را نشانتان داده‏اند، اگر هدايت مى‏طلبيد شما را هدايت کردند، اگر گوش شنوا داريد، حق را به گوشتان خواندند. 
حکمت 158 
روش برخورد با دوستان بد 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: برادرت را با احسانى که در حق او مى‏کنى سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان. 
حکمت 159 
پرهيز از مواضع اتّهام 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را در جايگاه تهمت قرار داد، نبايد جز خود را نکوهش کند 
حکمت 160 
قدرت و زورگويى 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس قدرت به دست آورد، زورگويى دارد. 
حکمت 161 
ارزش مشورت و پرهيز از خودمحورى 
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس خود رأى شد به هلاکت رسيد، و هر کس با ديگران مشورت کرد، در عقل‏هاى آنان شريک شد. 
حکمت 162 
ضرورت راز دارى 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختيار آن در دست اوست. 
حکمت 163 
فقر و نابودى 
(اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: فقر مرگ بزرگ است 
حکمت 164 
روش بر خورد با متجاوزان 
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: رعايت حق کسى که او حقش را محترم نمى‏شمارد نوعى بردگى است. 
 
                         
حکمت 165 
پرهيز از نا فرمانى خدا 
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: هيچ اطاعتى از مخلوق، در نافرمانى پروردگار روا نيست. 
حکمت 166 
پرهيز از تجاوز به حقوق ديگران 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: مرد را سرزنش نکنند که چرا حقّش را با تأخير مى‏گيرد، بلکه سرزنش در آنجاست که آنچه حقّش نيست بگيرد.«» 
حکمت 167 
خود پسندى و محروميت‏ها 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: خود پسندى مانع فزونى است. 
حکمت 168 
توجّه به فنا پذيرى دنيا 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: آخرت نزديک، و زمان ماندن در دنيا اندک است. 
حکمت 169 
آينده نگرى 
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: صبحگاهان براى آن که دو چشم بينا دارد روشن است. 
حکمت 170 
ضرورت ترک گناه 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: ترک گناه آسان‏تر از در خواست توبه است. 
حکمت 171 
ره آورد شوم حرام خوارى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: بسا لقمه‏اى گلوگير که از لقمه‏هاى فراوانى محروم مى‏کند. 
حکمت 172 
نادانى و دشمنى‏ها 
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: مردم دشمن چيزهايى هستند که نمى‏دانند. 
حکمت 173 
ارزش مشورت‏ها 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحيح را از خطا خوب شناسد. 
حکمت 174 
ارزش خشم در راه خدا 
(اخلاق سياسى، عقيدتى) و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که دندان خشم در راه خدا بر هم فشارد، بر کشتن باطل گرايان، توانمند گردد. 
حکمت 175 
راه درمان ترس 
(اخلاقى، علمى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: هنگامى که از چيزى مى‏ترسى، خود را در آن بيفکن، زيرا گاهى ترسيدن از چيزى، از خود آن سخت‏تر است. 
حکمت 176 
ابزار رياست (بردبارى فراوان) 
(اخلاقى، مديريتى) و درود خدا بر او، فرمود: بردبارى و تحمّل سختى‏ها، ابزار رياست است. 
حکمت 177 
روش برخورد با بدان 
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: بدکار را با پاداش دادن به نيکوکار آزار ده 
حکمت 178 
روش نابود کردن بدى‏ها 
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: بدى را از سينه ديگران، با کندن آن از سينه خود، ريشه کن نما 
حکمت 179 
لجاجت و سستى اراده 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: لجاجت تدبير را سست مى‏کند. 
حکمت 180 
طمع ورزى و بردگى 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: طمع ورزى، بردگى هميشگى است. 
 
حکمت 181 
ارزش دورانديشى و پرهيز از کوتاهى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: حاصل کوتاهى، پشيمانى، و حاصل دورانديشى، سلامت است. 
حکمت 182 
شناخت جايگاه سخن و سکوت 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: آنجا که بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانکه در سخن نا آگاهانه نيز خيرى نخواهد بود. 
حکمت 183 
باطل گرايى و اختلاف 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: دو دعوت به اختلاف نرسد جز اين که يکى باطل باشد 
حکمت 184 
ويژگى‏هاى اعتقادى امام عليه السّلام 
(اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: از روزى که حق براى من نمايان شد، هرگز دچار ترديد نشدم 
حکمت 185 
ويژگى‏هاى اعتقادى امام على عليه السّلام 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: هرگز دروغ نگفتم و به من دروغ نگفتند، و هرگز گمراه نشدم، و کسى به وسيله من گمراه نشده است. 
حکمت 186 
آينده سخت ستمکاران 
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: آغاز کننده ستم، در قيامت انگشت به دندان مى‏گزد. 
حکمت 187 
ضرورت ياد قيامت 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: کوچ کردن نزديک است 
حکمت 188 
ضرورت حق گرايى 
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: هر کس که با حق در آويزد نابود مى‏گردد. 
حکمت 189 
ارزش صبر و خطر بى‏تابى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: کسى را که شکيبايى نجات ندهد، بى‏تابى او را هلاک گرداند. 
حکمت 190 
معيار امامت 
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، فرمود: شگفتا آيا معيار خلافت، صحابى پيامبر بودن است امّا صحابى بودن و خويشاوندى ملاک نيست. 
(از امام شعرى در همين مسئله نقل شد که به ابا بکر فرمود) اگر ادّعا مى‏کنى با شوراى مسلمين به خلافت رسيدى، چه شورايى بود که رأى دهندگان حضور نداشتند و اگر خويشاوندى را حجّت مى‏آورى، ديگران از تو به پيامبر نزديک‏تر و سزاوارترند«». 
حکمت 191 
مشکلات دنيا 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاى مرگ، و ثروتى است دستخوش تاراج مصيبت‏ها: با هر جرعه نوشيدنى، گلو رفتنى، و در هر لقمه‏اى، گلوگير شدنى است، و بنده نعمتى به دست نياورد جز آن که نعمتى از دست بدهد، و روزى به عمرش افزوده نمى‏گردد جز با کم شدن روزى ديگر پس ما ياران مرگيم، و جان‏هاى ما هدف نابودى‏ها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم. در حالى که گذشت شب و روز بنايى را بالا نبرده جز آن که آن را ويران کرده، و به اطراف پراکند 
 
                         
حکمت 192 
پرهيز از زراندوزى 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: اى فرزند آدم، آنچه را که بيش از نياز خود فراهم کنى، براى ديگران اندوخته‏اى. 
حکمت 193 
راه به کار گرفتن قلب 
(اخلاقى، علمى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: دل‏ها را روى آوردن و پشت کردنى است، پس دل‏ها را آنگاه به کار واداريد که خواهشى دارند و روى آوردنى، زيرا اگر دل را به اجبار به کارى وادارى کور مى‏گردد. 
حکمت 194 
ضرورت پرهيز از خشم و انتقام 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: چون خشم گيرم، کى آن را فرو نشانم در آن زمان که قدرت انتقام ندارم، که به من بگويند. «اگر صبر کنى بهتر است» يا آنگاه که قدرت انتقام دارم که به من بگويند: «اگر عفو کنى خوب است». 
حکمت 195 
پرهيز از بخل ورزى 
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: (در سر راه از کنار مزبله‏اى عبور مى‏کرد.) اين همان است که بخيلان به آن بخل مى‏ورزند (و در روايت ديگرى نقل شد که) اين چيزى است که ديروز بر سر آن رقابت مى‏کرديد 
حکمت 196 
عبرت آموزى از إتلاف اموال 
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: مالى که نابودى آن تو را پند مى‏دهد، از دست نرفته است. 
حکمت 197 
روش درمان روح (روانشناسى بالينى) 
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، فرمود: اين دل‏ها همانند تن‏ها خسته مى‏شوند، براى نشاط آن به سخنان تازه حکيمانه روى بياوريد. 
حکمت 198 
ضرورت حکومت 
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، فرمود: (وقتى شنيد که خوارج مى‏گويند، حکومت فقط از آن خداست.) سخن حقّى است که از آن اراده باطل دارند. 
حکمت 199 
نکوهش اوباش (انسان‏هاى شرور) 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: (در تعريف جمع اوباش، فرمود) آنان چون گرد هم آيند پيروز شوند، و چون پراکنده شوند شناخته نگردند«». (و گفته شد که امام فرمود) آنان چون گرد هم آيند زيان رسانند، و چون پراکنده شوند سود دهند. (از امام پرسيدند: چون اوباش گرد هم آيند زيان رسانند را دانستيم، امّا چه سودى در پراکندگى آنان است، فرمود) صاحبان کسب و کار، و پيشه وران به کارهاى خود باز مى‏گردند، و مردم از تلاش آنان سود برند، بنّا به ساختن ساختمان، و بافنده به کارگاه بافندگى، و نانوا به نانوايى روى مى‏آورد. 
حکمت 200 
نکوهش انسان‏هاى شرور 
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: (جنايتکارى را حضور امام آوردند، که جمعى اوباش همراه او بودند.) مبارک مباد، چهره‏هايى که جز به هنگام زشتى‏ها ديده نمى‏شوند

داستانهایی ازسعدی

يکى از فرمانروايان خراسان ، سلطان محمود غزنوى را در عالم خواب ديد که همه بدنش در قبر، پوسيده و ريخته شده ، ولى چشمانش همچنان سالم و در گردش است و نظاره مى کند. خواب خود را براى حکما و دانشمندان بيان کرد تا تعبير کنند، آنها از تعبير آن خواب فروماندند، ولى يک نفر پارساى تهيدست ، تعبير خواب او را دريافت و گفت : ((سلطان محمود هنوز نگران است که ملکش در دست دگران است !))

بس نامور به زير زمين دفن کرده اند

کز هستيش به روى زمين يک نشان نماند

وان پير لاشه را که نمودند زير خاک 

خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند

زنده است نام فرخ نوشيروان به خير

گرچه بسى گذشت که نوشيروان نماند

خيرى کن اى فلان و غنيمت شمار عمر

زان پيشتر که بانگ بر آيد فلان نماند

پادشاهى نسبت به ملت خود ظلم مى کرد، دست چپاول بر مال و ثروت آنها دراز کرده ، و آنچنان به آنان ستم نموده که آنها به ستوه آمدند و گروه گروه از کشورشان به جاى ديگر هجرت مى کردند، و و غربت را بر حضور در کشور خود ترجيح دادند. همين موضوع موجب شد که از جمعيت بسيار کاسته شد و محصولات کشاورزى کم شد و به دنبال آن ماليات دولتى اندک ، و اقتصاد کشور فلج ، و خزانه مملکت خالى گرديد.

ضعف دولت او موجب جراءت دشمن شد، دشمن از فرصت بهره گرفت و تصميم گرفت به کشور حمله کند و با زور وارد مملکت شود:

هر که فريادرس روز مصيبت خواهد

گو در ايام سلامت به جوانمردى کوش

بنده حلقه به گوش از ننوازى برود

لطف کن که بيگانه شود حلقه به گوش

در مجلس شاه ، (چند نفر از خيرخواهان ) صفحه اى از شاهنامه فردوسى را براى شاه خواندند، که در آن آمده بود:

((تاج و تخت ضحاک پادشاه بيدادگر (با قيام کاوه آهنگر) به دست فريدون واژگون شد. )) (تو نيز اگر همانند ضحاک باشى ، نابود مى شوى .)

وزير شاه از شاه پرسيد: آيا مى دانى که فريدون با اينکه مال و حشم (50) نداشت ، چگونه اختياردار کشور گرديد؟

شاه گفت : چنانکه (از شاهنامه ) شنيدى ، جمعيتى متعصب دور او را گرفتند، و او زا تقويت کرده و در نتيجه او به پادشاهى رسيد.

وزير گفت : اى شاه ! اکنون که گرد آمدن جمعيت ، موجب پادشاهى است ، چرا مردم را پريشان مى کنى ؟ مگر قصد ادامه پادشاهى را در سر ندارى ؟

همان به که لشکر به جان پرورى

که سلطان به لشکر کند سرورى

شاه گفت : چه چيز باعث گرد آمدن مردم است ؟

وزير گفت : دو چيز؛ 1- کرم و بخشش ، تا به گرد او آيند. 2- رحمت و محبت ، تا مردم در پناه او ايمن کردند، ولى تو هيچ يک از اين دو خصلت را ندارى :

نکند جور پيشه (51) سلطانى

که نيايد ز گرگ چوپانى

پادشاهى که طرح ظلم افکند

پاى ديوار ملک خويش بکند

شاه از نصيحت وزير خشمگين و ناراحت شد، و او را زندانى کرد. طولى نکشيد پسر عموهاى شاه از فرصت استفاده کرده و خود را صاحب سلطنت خواندند و با شه جنگيدند، مردم که دل پرى از شاه داشتند، به کمک پسر عموهاى او شتافتند و آنها تقويت شدند و براحتى تخت و تاج شاه را واژگون کرده و خود به جاى او نشستند، آرى :

پادشاهى کو روا دارد ستم بر زير دست

دوستدارش روز سختى دشمن زورآور است

با رعيت صلح کن وز جنگ ايمن نشين

زانکه شاهنشاه عادل را رعيت لشکر است 

(عمرو ليث صفارى دومين پادشاه خاندان صفارى (265 - 287 ه ق ) برادر يعقوب ليث ، غلامانى داشت ) يکى از غلامانش فرار کرده بود، چند نفر به دنبال او رفتند و او را گرفته ، نزد شاه آوردند. يکى از وزيران شاه که نسبت به آن غلام سابقه سويى داشت ، به شاه گفت : ((اين غلام را اعدام کن تا ساير غلامان مانند او فرار نکنند.))

آن غلام با کمال فروتنى به شاه گفت :

هرچه رود بر سرم چون تو پسندى روا است

بنده چه دعوى کند؟ حکم خداوند راست (101)

ولى از آنجا که من پرورده نعمت شما خاندان هستم ، نمى خواهم در قيامت به خاطر ريختن خون من ، گرفتار قصاص گردى ، اجازه بده اين وزير را (که سعى در اعدام من مى کند) بکشم ، آنگاه به خاطر قصاص او، مرا اعدام کن ، تا به حق مرا کشته باشى و در قيامت ، بازخواست نشوى .

شاه از پيشنهاد او، بى اختيار خنديد و به وزير گفت : ((مصلحت چه مى دانى ؟)) وزير گفت : براى خدا، به عنوان صدقه گور پدرت ، اين بيچاره را آزاد کن ، تا بلايى به سر من نياورد، گناه از من است و سخن حکيمان درست است که گويند:

چو کردى با کلوخ انداز پيکار

سر خود را به نادانى شکستى

چو تير انداختى بر روى دشمن

چنين دان کاندر آماجش نشستى

 

رتبه ی قبولی و  شهرقبول شده داوطلبان کنکوردرمنطقه 3سال89درتعدادی ازرتبه ها

گروه آزمایشی علوم انسانی

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

7

 102

حقوق -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

19

183

روانشناسی -دانشگاه شیراز - روزانه

37

332

حقوق -دانشگاه تبریز - روزانه

49

388

حقوق -دانشگاه تهران - روزانه

61

442

روانشناسی -دانشگاه فردوسی مشهد - روزانه

83

544

علوم قضایی -دانشكده علوم قضایی وخدمات اداری /دادگستری / - روزانه

101

668

معارف اسلامی -دانشگاه شهیدباهنركرمان - روزانه

122

808

مدیریت مالی -دانشگاه شهیدبهشتی -تهران - روزانه

150

950

راهنمایی ومشاوره -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

197

1180

فلسفه -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

226

1297

علوم اقتصادی -دانشگاه شهیدبهشتی -تهران - روزانه

269

1523

راهنمایی ومشاوره -دانشگاه اصفهان - روزانه

301

1694

اب وهواشناسی -دانشگاه تهران - روزانه

310

1749

حسابداری -دانشگاه شهیدچمران اهواز - روزانه

384

2065

مدیریت صنعتی -دانشگاه اصفهان - روزانه

406

2149

علوم تربیتی -دانشگاه فردوسی مشهد - روزانه

455

2318

فقه وحقوق اسلامی -دانشگاه تربیت معلم تهران - روزانه

478

2403

جغرافیاوبرنامه ریزی شهری -دانشگاه تبریز - روزانه

501

2467

علوم سیاسی -دانشگاه بین المللی امام خمینی /ره /-قزوین - روزانه

530

2611

مدیریت بازرگانی -دانشگاه گیلان -رشت - روزانه

 

 

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

 

 

558

2712

ژئومورفولوژی -دانشگاه گلستان -گرگان - روزانه

 

615

2886

علوم ارتباطات اجتماعی -دانشگاه تهران - روزانه

 

648

3014

مددكاری اجتماعی -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

 

655

3040

علوم اقتصادی -دانشگاه یزد - روزانه

 

 

706

3224

علوم سیاسی -دانشگاه مازندران -بابلسر - روزانه

 

 

744

3360

الهیات ومعارف اسلامی -فقه ومبانی حقوق اسلامی -دانشگاه فردوسی مشهد - روزانه

 

796

3557

اب وهواشناسی -دانشگاه شهیدبهشتی -تهران - روزانه

 

814

3612

علوم تربیتی -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

 

824

3648

زبان وادبیات فارسی -دانشگاه تهران - روزانه

 

840

3710

زبان وادبیات عربی -دانشگاه تهران - روزانه

 

855

3801

تاریخ -دانشگاه تهران - روزانه

 

906

3962

حسابداری -دانشگاه ولی عصر/عج /-رفسنجان - روزانه

 

925

4013

حسابداری -دانشگاه رازی كرمانشاه - روزانه

 

938

4047

مدیریت صنعتی -دانشگاه مازندران -بابلسر - روزانه

 

986

4203

مطالعات خانواده -دانشگاه الزهرا/س /تهران - روزانه

 

1006

4294

علوم اجتماعی -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

 

1020

4331

رشدوپرورش كودكان پیش دبستانی -دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی تهران - روزانه

 

1122

4661

روزنامه نگاری -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

 

1152

4755

مدیریت جهانگردی -دانشگاه تبریز - روزانه

 

1225

4993

كتابداری واطلاع رسانی -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

 

 

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

 

 

2003

7316

روزنامه نگاری -دانشگاه علامه طباطبایی -تهران - روزانه

 

2005

7325

فلسفه وحكمت اسلامي -دانشكده الهيات ميبد - روزانه

 

2054

7461

جغرافياوبرنامه ريزي روستايي -دانشگاه شهيدبهشتي -تهران - روزانه

 

 

2108

7617

جغرافياي طبيعي -دانشگاه تربيت معلم تهران - روزانه

 

2110

7622

مطالعات خانواده -دانشگاه الزهرا/س /تهران - روزانه

 

2154

7739

زبان وادبيات عربي -دانشگاه تربيت معلم تهران - روزانه

 

2227

7957

روانشناسی -دانشگاه اراك - روزانه

 

2263

8049

راهنمايي ومشاوره -دانشگاه شهيدبهشتي -تهران - روزانه

 

2331

8251

روانشناسی -دانشگاه سیستان وبلوچستان -زاهدان - روزانه

 

2374

8354

علوم تربيتي -دانشگاه علامه طباطبايي -تهران - روزانه

 

2401

8428

مديريت جهانگردي -دانشگاه محقق اردبيلي -اردبيل - روزانه

 

2421

8487

حقوق -دانشگاه شهیدچمران اهواز - روزانه

 

2530

8782

الهيات ومعارف اسلامي -تاريخ فرهنگ وتمدن ملل اسلامي -دانشگاه تهران - روزانه

 

2607

8946

جغرافياوبرنامه ريزي شهري -دانشگاه بيرجند - روزانه

 

2725

9247

الهيات ومعارف اسلامي -فلسفه وحكمت اسلامي -دانشگاه فردوسي مشهد - روزانه

 

2789

9392

تاریخ -دانشگاه فردوسی مشهد - روزانه

 

2804

9432

علوم اجتماعی -دانشگاه یزد - شبانه

 

2886

9657

فلسفه -دانشگاه شهیدبهشتی -تهران - روزانه

 

2926

9779

علوم سیاسی -دانشگاه رازی كرمانشاه - روزانه

 

2993

9974

مدیریت صنعتی -دانشگاه ولی عصر/عج /-رفسنجان - روزانه

 

 

 

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

 

3002

9993

روانشناسی -دانشگاه رازی كرمانشاه - روزانه

 

3025

10060

راهنمایی ومشاوره -دانشگاه بجنورد - روزانه

 

3049

10126

جغرافیاوبرنامه ریزی روستایی -دانشگاه شیراز - روزانه

 

3088

10211

الهیات ومعارف اسلامی -فلسفه وكلام اسلامی -دانشگاه اصفهان - روزانه

 

3115

10279

ژئومورفولوژی -دانشگاه رازی كرمانشاه - روزانه

 

3150

10365

مطالعات خانواده -دانشگاه تربیت معلم اذربایجان -تبریز - روزانه

 

3176

10431

تاریخ -دانشگاه الزهرا/س /تهران - روزانه

 

3198

10502

اب وهواشناسی -دانشگاه تبریز - روزانه

 

3251

10622

علوم تربیتی -دانشگاه شهیدچمران اهواز - روزانه

 

3261

10650

فلسفه -دانشگاه تهران - روزانه

 

3267

10660

كتابداري واطلاع رساني -دانشگاه يزد - روزانه

 

3294

10717

زبان وادبيات فارسي -دانشگاه شهيدبهشتي -تهران - روزانه

 

3356

10650

مديريت كسب وكارهاي كوچك -دانشگاه سمنان - روزانه

 

3376

10904

علوم اجتماعي -دانشگاه شهيدچمران اهواز - روزانه

 

3407

10966

جغرافياوبرنامه ريزي شهري -دانشگاه زنجان - روزانه

 

3459

11086

علوم سياسي -دانشگاه يزد - روزانه

 

3538

11308

علوم اقتصادي -دانشگاه سيستان وبلوچستان -زاهدان - روزانه

 

3557

11370

راهنمايي ومشاوره -دانشگاه بجنورد - روزانه

 

3614

11510

ايران شناسي -دانشكده الهيات ميبد - روزانه

 

3713

11771

زبان وادبيات عربي -دانشگاه خليج فارس بوشهر - روزانه

 

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

5003

14875

روانشناسی واموزش كودكان استثنایی -دانشگاه سمنان - روزانه

5034

14960

زبان وادبیات فارسی -دانشگاه یاسوج - روزانه

5154

15231

اب وهواشناسی -دانشگاه لرستان -خرم اباد - روزانه

5193

15335

زبان وادبیات عربی -دانشگاه رازی كرمانشاه - روزانه

5219

15397

ادبیات داستانی -دانشگاه تربیت معلم تهران - روزانه

5292

15550

كتابداری واطلاع رسانی -دانشگاه یزد - روزانه

5323

15626

جغرافیاوبرنامه ریزی روستایی -دانشگاه یزد - روزانه

5339

15659

مطالعات خانواده -دانشگاه تربیت معلم اذربایجان -تبریز - روزانه

5376

15731

علوم سیاسی -دانشگاه ایت الله بروجردی -بروجرد - روزانه

5426

15835

ژئومورفولوژی -دانشگاه گلستان -گرگان - روزانه

5556

16145

تاریخ -دانشگاه یاسوج - روزانه

5672

16408

علوم تربیتی -دانشگاه لرستان -خرم اباد - روزانه

5808

16722

مدیریت كسب وكارهای كوچك -مجتمع اموزش عالی ایرانشهر - روزانه

5824

16770

فلسفه -دانشگاه بین المللی امام خمینی /ره /-قزوین - روزانه

5917

16995

الهیات ومعارف اسلامی -علوم قران وحدیث -دانشگاه اراك - روزانه

5933

17035

علوم اجتماعی -دانشگاه ایت الله بروجردی -بروجرد - روزانه

6056

17035

زبان وادبیات فارسی -دانشگاه بیرجند - روزانه

6193

17634

الهیات ومعارف اسلامی -فلسفه وحكمت اسلامی -دانشگاه تربیت معلم اذربایجان -تبریز - روزانه

6340

17953

مدیریت كسب وكارهای كوچك -مجتمع اموزش عالی ایرانشهر - روزانه

6427

18134

ایران شناسی -دانشكده الهیات میبد - روزانه

 

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

6579

18455

زبان وادبیات فارسی -دانشگاه بیرجند - روزانه

6651

18646

جغرافیای طبیعی -دانشگاه زنجان - روزانه

6770

18906

باستانشناسی -دانشگاه سیستان وبلوچستان -زاهدان - روزانه

6925

19289

ادبیات داستانی -دانشگاه شهركرد - روزانه

6993

19433

اب وهواشناسی -دانشگاه تربیت معلم سبزوار - روزانه

7119

19741

علوم اقتصادی -دانشگاه دریانوردی وعلوم دریایی چابهار - روزانه

7193

19938

زبان وادبیات عربی -دانشگاه سمنان - روزانه

7274

20132

ایران شناسی -دانشكده الهیات میبد - روزانه

7423

20484

كتابداری واطلاع رسانی -دانشگاه تربیت معلم اذربایجان -تبریز - روزانه

7681

21083

مدیریت دولتی -مجتمع اموزش عالی ایرانشهر - روزانه

 

 

رتبه در سهمیه

رتبه کشوری

رشته و شهر قبولی

 

10057

26477

الهیات ومعارف اسلامی -ادیان وعرفان -دانشگاه محقق اردبیلی -اردبیل - روزانه

 

10166

26731

زبان وادبیات فارسی -دانشگاه ایلام - روزانه

 

10296

27014

زبان وادبیات عربی -دانشگاه تربیت معلم تهران - روزانه

 

10577

27658

الهیات ومعارف اسلامی -تاریخ فرهنگ وتمدن ملل اسلامی -دانشگاه الزهرا/س /تهران - روزانه

 

10847

28293

جغرافیاوبرنامه ریزی شهری -دانشگاه زابل - روزانه

 

 

نقش باورهاوتفکرمنطقی

نقش باورهاوتفکرمنطقی

آیا میتوان احتمال موفقیت را تعیین کرد؟

بلی! به شرطی که معلوم باشدچه قدربه خودتان اطمینان داریدوچه قدرخود را باورکردهاید.شمامیتوانیدبراساس ارزیابیهای خود

ازآمادگیهای دروس و با حساب دو دوتا چهارتا،احتمال قبولی و موفقیت خود را درامتحانات و یا کنکور تشخیص دهید.به راستی چه قدرخودرا

باوردارید؟

باورها نیاز به تفکرمنطقی هم دارند،اگرازتفکرمنطقی برخوردار باشید و واقعیتها را آن چنان که هست،ببینید و بپذیرید، راحتترخواهیدبود.

این بدان معنانیست که اصلا اضطراب نخواهی داشت،بلکه میتوانید اضطراب خودتان را تعدیل وکنترل کنید.ادامهی تفکر منطقی، منجر به

شکلگیری باورهایی پایدار و پویا خواهدشد.این همه اصرار براصلاح نگرشها،تفکرمنطقی و رسیدن به باورهایی درزندگی،بی دلیل

نیست،باورکنید!

قدرت باورها

نمیگوییم به خودتلقین کنیدکه دربهترین رشته قبول خواهیدشد،ولی تاکیدمیکنیم حداقل به اندازهای که کارکردهاید، به خود باورداشتهباشید

راحت ومنطقی بپذیریدکه این قدرکارکردهاید و زحمت کشیدهاید و تا این حدلیاقت وحق شماست.نه خودراکمترببینید و نه متوقع باشید. بزرگان به

اهمیت نقش باورها درزندگی تاکید فراوان داشتهاند.خودباوری یعنی پذیرش خود،یعنی قبول واقعیتها،یعنی کنارگذاشتن تردیدها و دودلیها،یعنی

تسلط برخود،و نتیجهی همهی اینها،یعنی آرامش. عجله نکنید.دست وپایتان راگم نکنید.درشک وتردیدنباشید. اضطرابتان راکنترل

کنیدومراقب روجیه خودتان باشید.

شایداین جمله معروف امام خمینی(ره)راشنیده باشیدکه:اساس همهی امورباورانسان است.

نمونههایی ازاین قبیل زیاد داریم.آنتوان چخوف هم میگوید:انسان همان چیزی است که باوردارد.اینهاجملاتی رویایی نیستند،بلکه عین واقعیت

هستند.شنیدهاید و دیدهایدکه درمسابقات حساس ورزشی از جمله بازیهای فوقالعاده مهم فوتبال،بازیکنان به دلیل ترس از نتیجهی

بازی،دچاراضطراب ودلهره شدیدمیشوند.مربیان کارآمدوباهوش سعی میکنند با روشهای ممکن،اضطراب بازیکنان راکنترل کرده وخودباوری

رادرآنهاتقویت نمایند.شماهم بایدنقش این چنین مربیانی را برای خودایفاکنید.

کلید

به تواناییهاوآمادگیهای خود،باورداشته باشید.

قدرت شکها

آدم شکاک به جایی نمیرسد.اگرشماکسی هستیدکه برای قدم به قدم فعالیتهاوبرنامههایتان دچارشک وتردیدمیشوید، بایددرمورداحتمال موفقیت

خودتان هم شک کنید.ضعیف کارکردهاید،بپذیریدکه بایدبه اندازه کارتان بهره ببرید.قوی کارکردهاید،چرانبایدبه چیزی که استحقاقش

رادارید،نرسید؟چرا این همه شک،این همه تردیدودودلی.شماکارتان راکردهاید، به خدا توکل کنیدوباقی چیزهاومصلحت خودرا به او واگذارکنید

.همان گونه که باورها،قدرت عظیمی درایجادانگیزه دارند، شکها هم،درمقابل انگیزههارا تحلیل میبرند.بدترین زمان برای شک وتردید،همین

زمانهاهستند،یعنی وقتی که میخواهید کارمهمی انجام دهید.اصلاآن قدر وقت نداریدکه بخواهیدشک کنید.شکها فقط زمان را تلف خواهند

کرد.اگرامروز به خاطر شک، برنامه وروش خودراتغییردادید،ازکجامعلوم چندروز وچندهفته بعد دوباره شک نکنید.

شکسپیرمیگوید:تردیدها به ماخیانت میکنند ما را ازکوشش برحذرمیدارندوازپیروزیهایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهند شد،محروم

میسازند.

کلید

به شکهاوتردیدهازیادمیدان ندهیدبه خصوص وقتی داریدبه پایان کارنزدیک میشوید.

قدرت شانس

کسانی که باورهای ضعیفی دارندوبه شکهای خود زیادمیدان میدهندوخودرا باشانس واقبال دلخوش میسازند.واگذارکردن نتیجهی کاربه

شانس،نوعی رفع مسؤلیت و در واقع بی مسؤلیتی است.اصلا اعتقادبه شانس،یعنی شک داشتن به موفقیت، یعنی ترس ازمبارزه ویعنی عدم

توانایی درکنترل اوضاع.ترسونباشید،متزلزل نباشید،سر رشتهی امور را ازدست ندهید.به تواناییهای خودتان تکیه کنید.

کلید

به هیچ وجه احتمال موفقیت خودتان رادرامتحانات وکنکوربه شانس واقبال واگذارنکنید.

منفی اندیشی

نگاه منفی نسبت به حوادث ورویدادهای زندگی،اگرچه تاحدی ویژگیهای عمومی انسانهامحسوب میشود،ولی درتعدادی از افراد بیشتر است.

اصولابعضیها آدمهای بدبینی هستندوشایدبه تعبیردرستتر،یادگرفتهاندکه بدبین باشند.انسانهای بدبین، بیش ازحدمنفی اندیش بوده و همیشه

به دنبال جمعآوری اطلاعات وشواهد و دلایلی برای احتمال عدم موفقیت خود هستند.شماجزءکدام دسته هستید؟

از نظرتیپ شخصیتی،خودتان را آدمی خوشبین یابد بین ارزیابی میکنید؟کنکوریهای بدبین بیشتردنبال عوامل کاهنده روحیه میروند.واقعا چه

دلیلی داردکه مثل یک کارآگاه دنبال شواهدباشیدوبالاخره به خودتان ثابت کنیدکه موفق نمیشوید!

کلید

منفی اندیشی درکنکورمساوی است باکمترین احتمال نتیجهگیری وموفقیت.

پربرنامگی

یکی ازاشتباهات خطرناک کنکوریها،پربرنامگی وشلوغ کاری است.این خطربه خصوص،دانشآموزانی راتهدیدمینمایدکه فکرمیکنندعقب

ماندهاندویاکسانی که خیلی هیجانی واحساساتی هستند.دانشآموزانی هستندکه حتی تا آخرین فرصتهای باقیمانده،کلاس میروند،معلم خصوصی

دارند،کتاب میخرند،به دنبال تستهای این دبیروآن دبیرمیگردند،تنها درس میخوانند،گروهی درس میخوانند،شبهاتا دیروقت

بیدارمیمانندوسعی میکنندصبحهاخیلی زودازخواب برخیزندو، اینها بالاخره با هول و هراس به روز آخرو جلسه کنکورمیرسند.روند منطقی

برنامه یک دانشآموزکنکوری،ایجاب میکندکه ازوقت خود استفادهی بیشتروبهترببرد،نه این که آن رابا تنوع وشلوغ کاری هدردهد.پربرنامگی

درچنین روزهایی،نشانهی برنامگی و آشفتگی است.کسانی که برنامهی روزانهی خود را پراز موضوعات کاری مختلف میکنند، از نظم ذهنی خوبی

برخوردار نیستند و به طورحتم به کمک نیازدارند.اگرچنین وضعیتی دارید،برای کاهش موضوعات کاری تلاش کنید،درست نیست که با یک دست

چندهندوانه بردارید!

کلید

تنوع وحجم زیادبرنامهها،نشانهی خوب کارکردن نیست،بلکه بیانگربی نظمی ذهنی است.

منطقی اندیشی

درمقابل منفی اندیشی،نمیگوییم مثبت اندیش باشید،ولی بایدمنطقی باشید.اگرمنفی اندیش فقط دنبال شواهدمنفی است، نمیگوییم شما هم فقط

به دنبال عوامل مثبت باشیدوهمه چیز را خوب ببینید.مامنطقی اندیشی را توصیه میکنیم.یعنی به همان اندازه که به نکات منفی توجه داریدبه

نکات مثبت نیزبایدبیاندیشید.همان گونه به شواهدونشانههای عدم موفقیت فکرمیکنیدبه شواهدونشانههای موفقیت نیزتوجه داشته

باشید.اگراحتمال میدهیدکه قبول نمیشوید،برای احتمال قبولی هم درصدی درنظربگیرید.

هیچ عاملی درکنکور،مانندداشتن افکارونگرشهای منفی به عنوان ترمزموفقیت عمل نمیکند.این نکته در روزهای آخرنقش بیشتری دارد.پس خیلی

مواظب افکار،نگرشهاوروحیهی خودباشید.

کلید

به اندازهای که به احتمال عدم موفقیت خودفکرمیکنید،به احتمال موفقیتتان نیزبیاندیشید.

نتیجهگیری

-1 به تواناییهاوآمادگیهای خود،باورداشته باشید.

-2 به شکهاوتردیدهازیادمیدان ندهیدبه خصوص وقتی داریدبه پایان کارنزدیک میشوید.

-3 به هیچ وجه احتمال موفقیت خودتان رادرامتحانات وکنکوربه شانس واقبال واگذارنکنید.

-4 منفی اندیشی درکنکورمساوی است باکمترین احتمال نتیجهگیری وموفقیت.

-5 تنوع وحجم زیادبرنامهها،نشانهی خوب کارکردن نیست،بلکه بیانگربی نظمی ذهنی است.

-6 به اندازهای که به احتمال عدم موفقیت خودفکرمیکنید،به احتمال موفقیتتان نیزبیاندیشید

داستانک

چه كسى كر است؟

مردى متوجه شد كه گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش كم شده اس ت . به نظرش رسيد كه همسرش بايد سمعك

بگذارد ولى نم ى دانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دكتر خانوادگ ىشان رفت و مشكل را با

او در ميان گذاشت.

دكتر گفت براى اين كه بتوانى دقي ق تر به من بگويى كه ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش ساد ه اى وجود دار د .

اين كار را انجام بده و جوابش را به من بگو:

ابتدا در فاصله 4 مترى او ب ا يست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگ و . اگر نشنيد همين كار را در فاصل ه 3 مترى تكرار »

«. كن. بعد در 2 مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد

آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهي ه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بو د . مرد به خودش گفت

الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان كنم.

سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟

جوابى نشنيد.

بعد بلند شد و يك متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟

باز هم پاسخى نيامد.

باز هم جلوتر رفت و از وسط هال كه تقريباً 2 متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟

باز هم جوابى نشنيد.

باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتكرار كرد و باز هم جوابى نيامد.

اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟

زنش گفت: مگه كرى؟ براى پنجمين بار مى گويم: خوراك مرغ!

نتيجه اخلاقى

مشكل ممكن است آنطور كه ما هميشه فكر مى كنيم در ديگران نباشد و عمدتاً در خود ما باشد

چندشعرازسهراب سپهری

سراب

آفتاب است و، بيابان چه فراخ!

نيست در آن نه گياه و نه درخت.

غير آواي غرابان، ديگر

بسته هر بانگي از اين وادي رخت.

 

در پس پرده اي از گرد و غبار

نقطه اي لرزد از دور سياه:

چشم اگر پيش رود، مي بيند

آدمي هست كه مي پويد راه.

 

تنش از خستگي افتاده ز كار.

بر سرو رويش بنشسته غبار.

شده از تشنگي اش خشك گلو.

پاي عريانش مجروح ز خار.

 

هر قدم پيش رود، پاي افق

چشم او بيند دريايي آب.

اندكي راه چو مي پيمايد

مي كند فكر كه مي بيند خواب.


در قير شب

ديرگاهي است در اين تنهايي

رنگ خاموشي در طرح لب است.

بانگي از دور مرا مي خواند،

ليك پاهايم در قير شب است.

 

رخنه اي نيست در اين تاريكي:

در و ديوار بهم پيوسته.

سايه اي لغزد اگر روي زمين

نقش وهمي است ز بندي رسته.

 

نفس آدم ها

سر بسر افسرده است.

روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا

هر نشاطي مرده است.

 

دست جادويي شب

در به روي من و غم مي بندد.

مي كنم هر چه تلاش،

او به من مي خندد.

 

نقش هايي كه كشيدم در روز،

شب ز راه آمد و با دود اندود.

طرح هايي كه فكندم در شب،

روز پيدا شد و با پنبه زدود.

 

ديرگاهي است كه چون من همه را

رنگ خاموشي در طرح لب است.

جنبشي نيست در اين خاموشي:

دست ها، پاها در قير شب است

سپيده

در دور دست

قويي پريده بي گاه از خواب

شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد.

 

لب هاي جويبار

لبريز موج زمزمه در بستر سپيد.

 

در هم دويده سايه و روشن.

لغزان ميان خرمن دوده

شبتاب مي فروزد در آذر سپيد.

 

همپاي رقص نازك ني زار

مرداب مي گشايد چشم تر سپيد.

 

خطي ز نور روي سياهي است:

گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد.

 

ديوار سايه ها شده ويران.

دست نگاه در افق دور

كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد.


دود مي خيزد

دود مي خيزد ز خلوتگاه من.

كس خبر كي يابد از ويرانه ام؟

با درون سوخته دارم سخن.

كي به پايان مي رسد افسانه ام؟

 

دست از دامان شب برداشتم

تا بياويزم به گيسوي سحر.

خويش را از ساحل افكندم در آب،

ليك از ژرفاي دريا بي خبر.

 

بر تن ديوارها طرح شكست.

كس دگر رنگي در اين سامان نديد.

از درون دل به تصوير اميد.

 

تا بدين منزل نهادم پاي را

از در اي كاروان بگسسته ام.

گر چه مي سوزم از اين آتش به جان،

ليك بر اين سوختن دل بسته ام.

 

تيرگي پا مي كشد از بام ها:

صبح مي خندد به راه شهر من.

دود مي خيزد هنوز از خلوتم.


غمي غمناك

شب سردي است، و من افسرده.

راه دوري است، و پايي خسته.

تيرگي هست و چراغي مرده.

 

مي كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدم ها.

سايه اي از سر ديوار گذشت،

غمي افزود مرا بر غم ها.

 

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني.

 

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ برآرم از دل:

واي، اين شب چقدر تاريك است!

 

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

 

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است.


رو به غروب

ريخته سرخ غروب

جابجا بر سر سنگ.

كوه خاموش است.

مي خروشد رود.

مانده دردامن دشت

خرمني رنگ كبود.

 

سايه آميخته با سايه.

سنگ با سنگ گرفته پيوند.

روز فرسوده به ره مي گذرد.

جلوه گر آمده در چشمانش

نقش اندوه پي يك لبخند.

 

جغد بر كنگره ها مي خواند.

لاشخورها، سنگين،

از هوا، تك تك، آيند فرود:

لاشه اي مانده به دشت

كنده منقار ز جا چشمانش،

زير پيشاني او

مانده دو گود كبود.

 

تيرگي مي آيد.

دشت مي گيرد آرام.

قصة رنگي روز

مي رود رو به تمام.

 

شاخه ها پژمرده است.

سنگ ها افسرده است.

رود مي نالد.

جغد مي خواند.

غم بياميخته با رنگ غروب.

مي تراود ز لبم قصة سرد:

دلم افسرده در اين تنگ غروب.


مرغ معما

دير زماني است روي شاخة اين بيد

مرغي بنشسته كو به رنگ معماست.

نيست هم آهنگ او صدايي، رنگي.

چون من در اين ديار، تنها، تنهاست.

 

گر چه درونش هميشه پر ز هياهوست،

مانده بر اين پرده ليك صورت خاموش.

روزي اگر بشكند سكوت پر از حرف،

بام و در اين سراي مي رود از هوش.

 

راه فرو بسته گر چه مرغ به آوا،

قالب خاموش او صدايي گوياست.

مي گذرد لحظه ها به چشمش بيدار،

پيكر او ليك سايه ـ روشن رؤياست.

 

رسته ز بالا و پست بال و پر او.

زندگي دور مانده: موج سرابي.

سايه اش افسرده بر درازي ديوار.

پردة ديوار و سايه: پردة خوابي.

 

خيره نگاهش به طرح هاي خيالي.

آنچه در آن چشم هاست نقش هوس نيست.

دارد خاموش اش چو با من پيوند،

چشم نهانش به راه صحبت كس نيست.

 

ره به درون مي برد حكايت اين مرغ:

آنچه نيايد به دل، خيال فريب است.

دارد با شهرهاي گمشده پيوند:

مرغ معما در اين ديار غريب است.


سرگذشت

مي خروشد دريا.

هيچكس نيست به ساحل پيدا.

لكه اي نيست به دريا تاريك

كه شود قايق

اگر آيد نزديك.

 

مانده بر ساحل

قايقي ريخته شب بر سر او،

پيكرش را ز رهي ناروشن

برده در تلخي ادراك فرو.

هيچكس نيست كه آيد از راه

و به آب افكندش.

و در اين وقت كه هر كوهة آب

حرف با گوش نهان مي زندش،

موجي آشفته فرا مي رسد از راه كه گويد با ما

قصة يك شب طوفاني را.

 

رفته بود آن شب ماهي گير

تا بگيرد از آب

آنچه پيوندي داشت.

با خيالي در خواب.

 

صبح آن شب، كه به دريا موجي

تن نمي كوفت به موجي ديگر،

چشم ماهي گيران ديد

قايقي را به ره آب كه داشت

بر لب از حادثة تلخ شب پيش خبر.

پس كشاندند سوي ساحل خواب آلودش

به همان جاي كه هست

در همين لحظة غمناك بجا

و به نزديكي او

مي خروشد دريا

وز ره دور فرا مي رسد آن موج كه مي گويد باز

از شبي طوفاني

داستاني نه دراز

ديوار

زخم شب مي شد كبود.

در بياباني كه من بودم

نه پر مرغي هواي صاف را مي سود

نه صداي پاي من همچون دگر شب ها

ضربه اي بر ضربه مي افزود.

 

تا بسازم گرد خود ديواره اي سر سخت و پا برجاي،

با خود آوردم ز راهي دور

سنگ هاي سخت و سنگين را برهنه پاي.

ساختم ديوار سنگين بلندي تا بپوشاند

از نگاهم هر چه مي آيد به چشمان پست

و ببندد راه را بر حملة غولان

كه خيالم رنگ هستي را به پيكرهايشان مي بست.

 

روز و شب ها رفت.

من بجا ماندم در اين سو، شسته ديگر دست از كارم.

نه مرا حسرت به رگ ها مي دوانيد آرزويي خوش

نه خيال رفته ها مي داد آزارم.

ليك پندارم، پس ديوار

نقش هاي تيره مي انگيخت

و به رنگ دود

طرح ها از اهرمن مي ريخت.

 

تا شبي مانند شب هاي دگر خاموش

بي صدا از پا درآمد پيكر ديوار:

حسرتي با حيرتي آميخت

فنون تست زنی

فنون تستزنی،یکی ازمهارتهای لازم دردوران دبیرستان

وبه خصوص کنکوراست.تسلط برتستزنی درموفقیت

کنکورتاثیرغیرقابل انکاری دارد.بحث دربارهی مجموعه

مهارتهایی که منجربه افزایش توانایی عملکردتستزنی

میشود،بخش چندبعدی خو اهدبود.

علیرغم گستردگی موضوع،سعی میکنیم به مواردی

بپردازیم که ضروریترهستند.

قسمتی ازتوصیههای این فصل عمومی است وبرای

کلیهی دانشآموزان دبیرستانی وکنکوری در نظرگرفته

شدهاست.قسمتی ازتوصیهها هم خاصّ دروس به صورت

جداگانه و تفکیکی است،این مطالب بیشتربه درد

کنکوریها میخورد.

طراحی وطراحان تستها

باوجودآن که بعضی ازافرادومؤسسات ادعادارندکه روشهایی را ابداع کردهاندتاکنکوریهاحتی بدون حل مساله یاتوجه به صورت مساله

وبراساس قوانین احتمالات بتوانندتستهارادرست علامت بزنند،عملاچنین چیزی امکانپذیرنبوده وادعاهایی ازاین قبیل نوعی فرصت طلبی

محسوب میشوند.طراحی سؤالات تست ازیک سری اصول کلی ومشخص تبعیت میکندکه معمولاطراحان تستهاباآنهاآشناهستند.البته

این بدان معنی نیست که همه اصول طراحی تست درسؤالات کنکوررعایت میشودوهمان گونه که هرساله بعدازاتمام کنکورعنوان میگردد

اشکالاتی توسط اهل فن به سؤالات واردمیآید.ازجمله اصولی که درطراحی سؤالات کنکوررعایت میشوددرنظرگرفتن سؤالات آسان،متوسط

ومشکل درهردرس است درمقابل،یکی ازاشکالات واردبه طراحی تستهانوع چینش سؤالات است.اصولابایددرهردرس سؤالات ازآسان به

مشکل تنظیم شوند،اما ظاهرا درسؤالات کنکورچنین نظمی وجودنداردومثلاگاهی بعدازسؤالات سخت دیفرانسیل بلافاصله سؤالات سخت

گسسته آغازمیشودویامانندکنکورسال 81 که سؤالات ادبیات باچندسؤال سخت پی درپی شروع شدهبود.

کلید

درطراحی سؤالات کنکوراصول کلی طراحی تست رعایت میشود.بنابراین برای پاسخگویی به سؤالات دنبال روشهای غیر

عادی نباشید.

آمادگی برای هرنوع احتمال

علیرغم نکتهی قبلی،تصورنکنیدکه همه چیزبایدبروفق مرادپیش رود.متاسفانه بسیاردیده شده دانشآموزانی که با آمادگی خوب درسی در

جلسهی کنکورحاضرشدهاندبه محض مواجهه باچندسؤال سخت پی درپی،سررشتهی کارراگم کرده وحتی بقیه راهم نتوانستهاندخوب جواب

بدهند.این آمادگی ذهنی رادرخودایجادکنیدکه ممکن است باهراحتمالی روبه روشوید.امکان دارددرشرایطی که خوب پیش میرویدبه ناگاه

به یک،دو،سه ویاچندسؤال سخت برخوردکنید،امکان داردسؤالات یک درس باتستهای مشکل شروع شود،وهرنوع امکان دیگری نیز وجود

دارد.درهرحال،شماآمادگی لازم رادرخودایجادکنیدتادستپاچه نشوید.

کلید

خودرابرای مواجهه باهرنوع سؤالی درسرجلسهی کنکورآماده سازید.

تستهای یک ستاره ودوستاره

بیشترمدرسین کنکورتوصیه میکنندوقتی باسؤالات یک درس روبه رومیشویدبدین شیوه عمل کنید:

15 ثانیه طول میکشد.اگرجواب سؤال وگزینهی درست را - یک به یک سؤالات رابخوانید.به طورمتوسط خواندن متن هرسؤال حدود 20

میدانیدبلافاصله درپرسشنامه(ونه پاسخنامه)علامت بزنیدوسرسؤال بعدی بروید.به سؤالاتی میرسیدکه جواب آنهارانمیدانید.دراینجادوحالت

پیش میآید.جواب رانمیدانیدولی میدانیدکه میتوانیدبه نتیجه برسید.درکنارسؤال یک ستاره بزنید.درموردبعضی ازسؤالات هم جواب رااصلا

نمیدانیدوحدس میزنیدکه ارزش وقتگذاری ندارد.درکنار این نوع سؤالات دوستاره بزنید.به همین ترتیب تاپایان سؤالات آن درس پیش

بروید.معمولا درمرحله اول تعدادی ازتستهارابا اطمینان درست علامت زدهایدکه البته درمورددرسهای متفاوت فرق دارد.حال،مرحله دوم را

به سؤالات تک ستارهای اختصاص دهید.دراین مرحله هم تعدادی ازسؤالات راپاسخ خواهیدداد.درمرحله سوم به سؤالات دوستارهای بپردازید.

فنون تستزنی

دردروس تخصصی امکان زیادی وجودداردکه وقتی برای سؤالات دوستارهای باقی نماند.بعداز اتمام این سه مرحله جوابهای صحیح رایک به

یک وبادقت به پاسخنامه منتقل کنید.

کلید

سؤالات هردرس رادرسه مرحلهی تستهای باجواب مشخص،یک ستارهای ودوستارهای پاسخ دهید.

جرات گذشتن ازتست

درموردسؤالات دوستارهای صحبت کردیم وگفتیم که دردروس تخصصی حتی این امکان وجودداردکه فرصتی برای پاسخ به آنهاباقی نماند.

برای تعدادزیادی ازدانشآموزان پذیرفتن این نکته که بایدازخیربعضی ازسؤالات بگذرند،سخت است.دانشآموزان بایدعادت کنندکه ازروی

بعضی تستهابگذرندواین خودنه تنهانشانهی ضعف نیست بلکه بیانگرمهارت دانش بالای فرداست.دانشآموزان بسیارمحدودی وجوددارندکه

هم توانایی وهم فرصت آن راداشتهباشندکه بتوانندبه همهی سؤالات پاسخ دهند.

کلید

بایداین فن جسورانه رابیاموزیدکه ازسربعضی تستهابگذرید.

قدرت ریسک

این سؤال هم برای دانشآموزان پیش میآیدکه اگردرموردگزینههاشک کردند(باتوجه به نمرات منفی تستها)آیاعلامت بزنند؟در مورد هر

چهارگزینه مشکل داریدتوصیه میشودازخیرآن سؤال بگذرید.اگربین سه گزینه شک داشتیدبازهم توصیه قبلی را به کارببندید.امازمانی که

میدانیدحداقل دوگزینه غلط است حتمایکی ازگزینههاراعلامت بزنید.

کلید

درتستهایی که درموردگزینهی صحیح شک داریدتنهازمانی ریسک کنیدکه اطمینان داشتهباشیدحداقل دوگزینه غلط

است.

خواندن کل اجزاء تست

این نکتهای است که همه درموردآن اتفاق نظردارند،بایدتمام اجزاءوتست رابادقت بخوانید.صورت مساله را باحوصله وتمرکزمطالعه کنید.به

همین ترتیب به تک تک گزینههاتوجه کنید.یادتان باشداگرعجله کنیدشایدزمان راذخیره نماییدولی به طورحتم،احتمال اشتباه بسیارزیاد

خواهدبود.اگربپذیریدکه بایدازبعضی تستهابگذریداین به دقت شماهم خواهدافزود.

کلید

قبل ازهرگونه اقدام به پاسخگویی تست،تمام اجزاءآن رابادقت بخوانید.

پیش بینی قبل ازجواب

اگرحوصلهاش راداریدوعجله نمیکنیدسعی نماییدوقتی صورت مساله راخواندیدقبل ازنگاه کردن به گزینهها،جواب راحدس بزنید.این کار

سرعت عمل شمارادرپاسخگویی به تستهاافزایش خواهدداد.حتی درصورتی که حدس شمادرست ازآب درآمدوپاسخ شمابین گزینهها وجود

داشت بازهم حتماسایرگزینههارابخوانید.

کلید

سعی کنیدقبل ازپاسخ به هرتست،گزینه صحیح راحدس بزنید.

فریب نخورید

به محض خواندن صورت مساله،سراغ راحتترین وسادهترین گزینه نروید.متوجه گزینههای انحرافی باشید.به قول کنکوریها،اگرشمامفهومی

خوانده باشیداحتمال انحراف شماکاهش خواهدیافت.بااین همه بازهم ممکن است به خاطرعدم تمرکز،عجله واشتباه گرفتن سرنخها میباشد

فریب بخوریدو ناخودآگاه به محض دیدن کوچکترین سرنخی ازپاسخ، آن راعلامت بزنید.پس بسیاربسیارمهم است که ازیک طرف تمرکزو

دقت راتمرین کنیدوازطرف دیگرباروشهای کنترل اضطراب آشناباشید تابتوانیدحالت تعادلی خودراحفظ نمایید.

کلید

درجلسهی کنکوردقت کنیددرفضایی قرارنگیریدکه باکوچکترین سرنخهافریب بخورید.

تقسیم زمان

این درست است که بایددرجلسهی کنکورتقسیم زمان داشتهباشیدامابدان معنانیست که برای همهی تستهازمانی یکسان درنظرگرفت.این

نکته بسیارظریف وحساس است.اگربرای تستی سه دقیقه وقت صرف کردیدحتماتستی هم وجودخواهدداشت که درظرف 20 ثانیه پاسخ آن

رابیابید.بنابراین درموردتقسیم زمان وسواس به خرج ندهید.شمابرای هردرس زمانی رادراختیاردارید،بازاگرپذیرفتهباشیدکه ازسربعضی

تستهابگذریداحتمالازمان برای بقیه سؤالات کافی خواهدبود.دربعضی موارد(به خصوص دروس عمومی) امکان استفاده اززمانهای

دروس دیگرهم به وجودمیآید.

کلید

درتقسیم زمان برای پاسخگویی به تستها،توجه داشتهباشیدکه زمان برای حل هرتست متفاوت است.

زمانی برای مرور

اگرفرصتی بودزمانی برای مرورتستهاکناربگذاریدولی پاسخهاراعوض نکنید،مگراین که اطمینان حاصل کنیدکه پاسخ اول شماغلط بوده

است.هرچه بیشتربه سریک سؤال مرددباشیداحتمال زیادتری داردکه سرگیجه بگیرید.

کلید

اگرزمانی برای مرورتستهاباقی ماند،پاسخ راتنهازمانی تغییردهیدکه به غلط بودن اول اطمینان حاصل نمایید.

سرعت عمل

سرعت عمل درتست زنی به عوامل متعددی بستگی دارد.به این که چه قدرمفهومی خوانده باشید(وحفظی کارنکرده باشید)؟چه قدرسرحال

وباحوصله باشید؟چه تیپ شخصیتی داشته باشید؟(فردی آرام هستیدیامضطرب)؟چقدرتست زنی راتمرین کرده باشید؟به هرحال،سرعت

عمل درتست زنی موضوعی مستقل ازسایررفتارهانیست.فردی که کلاکنداست،فردی که زودمضطرب میشودویاکسی که تقسیم زمان

مناسبی ندارد،احتمالادرکلیه فعالیتهایی که نیازمندسرعت عمل وتوانایی مشاهده است مشکل خواهدداشت.

کلید

برای افزایش سرعت عمل درتست زنی چهارعامل مؤثرند:تمرین ورکوردگیری تست زنی،شادابی وسرحال بودن،تمرکزو

آرامش،ومطالعهی مفهومی.

دقت درمحاسبات عددی

درهمهی رشتههای کنکوری دروسی وجوددارندکه درآنهاحل مساله ومحاسبات عددی ضرورتی اساسی است.اشتباهات دانشآموزان در

محاسبات عددی عمدتا ناشی ازعجله وعدم تمرکزآنهاست که این هم ناشی ازتلاش آنان برای ازدست ندادن زمان است.گفته شد،این عجله

غیرازضرروافزایش احتمال اشتباهات،به طورحتم هیچ خیری ندارد.به محاسبات عددی به خصوص دررشتهی ریاضی که مواردآن زیاداست،

دقت بیشتری داشته باشید.سعی کنیدبه نحوی درمحاسبات پیش رویدکه همان یک بارمحاسبه،اطمینان شما راحاصل نماید.عجله در

محاسبه،شک شماراافزایش داده ومنجربه محاسبات دوباره وسه باره واتلاف وقت خواهدشد.

کلید

محاسبات ریاضی رابادقت وتمرکزانجام دهید.

مجموعهی ریاضی

درتستهای ریاضی برای کسب نتیجه بهترساختاری بااین ترتیب توصیه میشود:

مفهوم رابه خاطربسپارید.مواردجامع ومانع راشناسایی کنید.قضایای مربوط به مفهوم موردنظررابه دقت وباتمامی اجزاءبه خاطربسپارید.

مواردمنتج ازاین قضایاراشناسایی کنید.حتیالامکان مواردخاص پیرامونی راشناسایی کنید.

دردروس ریاضی نبایدبه حفظیات اکتفاکرداگرچه لازم است تمام فرمولهارابدانید.درهرمساله،مجهول مساله رادریک طرف ومفروضات رادر

طرف مقابل بنویسید.مشکل عمدهی دانشآموزان درریاضی این است که صورت مساله رادرک نمیکنند.اگرمفروضات مساله را

تشخیص دهید،میتوانیدبه پاسخ هم برسید.راه حل،درون این مفروضات وجوددارد.دردرس دیفرانسیل مرورنکات کلی مربوط به نمودارها

میتوانددرحل مسایل مربوط به بردتابع،اکسترمهای نسبی ومطلق وتغییرات تابع مفیدواقع شود.باتوجه به توزیع سؤالات کنکوردردرس

دیفرانسیل منطقی به نظرمیرسدکه بیشترتمرکزدرفصول سوم به بعدباشد.

کلید

درتستهای ریاضی،یک روش کارمشخص داشتهباشیدتادچارسردرگمی نشوید.

فیزیک

حجم زیاد درس فیزیک وتنوع موضوعات آن ایجاب میکندکه ازقبل:

- تسلط خودرا دربخشهای مختلف آن دقیقاتعیین کرده باشید وبدانید درچه بخش هایی بیشترین آمادگی ودرچه بخشهایی کمترین

آمادگی رادارید.هنگام تستزنی درکنکور،ابتداسراغ تستهایی بروید که برای شماراحتترهستند.مثلابخشهای ترمودینامیک (رشته ریاضی

فیزیک) فیزیک پیشدانشگاهی 2(رشتههای علوم تجربی وریاضی فیزیک) بخش نوربه طورکامل،حرکت نوسانی ساده وموج،گرماوتعادل

گرمایی رامیتوان به طورنسبی سادهترازیخشهای دیگر درنظرگرفت.

- دقّت لازم درتشخیص مفاهیم نزدیک به هم درصورت مساله ازاهمیت بسیاری برخورداراست.مثلاکمیتهایی ازقبیل جابجایی و مسافت

،شتاب متوسط وشتاب لحظهای،بازه زمانی ولحظه،کارمحیط روی دستگاه وکاردستگاه روی محیط،توان مفیدوتوان تلف شده ازمفاهیمی

هستندکه اغلب به علت کم دقتی،برداشت اشتباهی ازآن ها میشودوطراحان تست نیزپاسخی معادل اشتباه صورت گرفته رادرگزینهها قرار

میدهند.

- محاسبات عددی یکی ازمشکل سازترین موارداست.اغلب مفاهیم فیریکی رابه خوبی تشخیص میدهیدولی درانجام محاسبات عددی

اشتباهاتی صورت میگیردکه یکی ازشایعترین اشتباهات دانشپژوهان است.

- توجه دقیق به تبدیل واحدهاواین که درچه شرایطی نیازی به تبدیل واحدنمیباشد.

- دروس داده شده وجزوات اساتیدباید به گونهای مطالعه شوندکه بتوانید هرزمان به طوردقیق،کامل وسریع هربخشی ازآن راکه خواستید

بگوییدوبنویسید.دراین صورت مفاهیم درسی درذهن شماملکهسازی به معنای واقعی میشوند.آنوقت است که سرعت عمل رابادقّت عمل،

کسب کردهاید.

- پس ازفراگیری جزوات درسی به همراه مسائل تشریحی وتستی مرتبط با هرموضوع،تدریجاتستهای کنکورسراسری را ابتدا بدون تعیین

زمان ولی پس ازمدتی باتعیین وقت بزنید.تستهارا آگاهانه وباتوجه به مفاهیم یادگیری شده بزنیدوبدانید سرعت عمل بایدتاجایی باشدکه

دقت عمل رامخدوش نسازد.

- زدن تستهای مرتبط به تعدادزیادوبه طورآگاهانه بالاخره منجربه سرعت عمل نیزمیشود.

- درماههای اردیبهشت وخرداد،تستهای آزمون های کنکور پنج سال کذشته ابه طورجامع بزنیدو درصد خودرا دردرس فیزیک تعیین

کرده،طوری عمل نماییدکه به هیچ وجه اشتباه هرآزمون رادرآزمون بعدی تکرارنکنید.

کلید

دردرس فیزیک ضمن مطالعه مفهومی وتقویت بنیه ریاضی،به طورکیفی تستهایی درسطوح ساده،متوسط وسخت زده و

مراقب مفاهیم نزدیک به هم باشید.

شیمی

توزیع تستهای شیمی به طورمساوی بین کتابهای شیمی 2،شیمی 3،شیمی پیشدانشگاهی 1وشیمی وپیشدانشگاهی 2صورت میگیرد.

تنهاحدود 10 درصدازکل تستها مربوط به مسایل می باشدوبقیه مطالب توصیفی هستند،لذا درصورت ضیق وقت به هنگام تست زنی وقت

مطالعه مسایل رابه زمانی موکول کنیدکه همه مطالب توصیفی را مطالعه کردهباشید.درفرصت وموقعیت روزهای پایانی کنکوربهترین روش

76 میباشدو استفاده ازتستهای طبقه بندی توصیه نمیشود.بادرنظرگرفتن این که - تست زدن،حل تستهای دورهای کنکورهای ساده 81

شیمی آخرین درس درمجموعهی تستهای اختصاصی دفترچهی سوالات است،دانشآموزان به دلیل اختصاص وقت به تستهای دروس

قبلی،درموردشیمی دچارکمبودوقت میشوند.زمانی که تستها دروس تخصصی دیگرراعلامت میزنید،به زمان باقی مانده برای شیمی هم

توجه داشتهباشید.

کلید

درتستهای شیمی به نحوهی توزیع سؤالات وهمچنین دراولویت قراردادن پاسخگویی به تستهای توصیفی توجه نمایید.

زیست شناسی

به دلیل تنوع زیادمنابع وکتب تستهای زیست شناسی،مراجعه به تستهای کنکورهای سالهای قبل به عنوان بهترین منبع،بیشترتوصیه

میشود.پیشنهادمیشود درروزهای پایانی برای ایجادآمادگی بیشترازمبحث درس زیست،حدود 40 تست تمرین ومرورگردد.شواهد نشان

میدهدکه فقط 7درصدازدانشآموزان تستهای زیست شناسی رابالای 50 درصدمیزنندازدوجنبه میتوان به این مشکل نگاه کرد.

اول آنکه دانشآموزان سوادکافی نداشتهباشند.اما این دلیل چندان قابل استنادنیست.نکتهی دوم وعامل اصلی ضعف دانشآموزان در

پاسخگویی به تستهای زیست شناسی،عدم درک سؤالات وعجله درپاسخ دادن است.هرسؤال نکات کلیدی داردکه باخوب فهمیدن سؤال

قابل دستیابی است.برای هرسؤال زیست شناسی 45 ثانیه زمان وجودداردوازاین زمان میتوان 15 ثانیه رابه خوب خواندن سؤال، 15 ثانیه رابه

خواندن گزینههاو 15 ثانیه رابه پاسخ دادن وپرکردن پاسخنامه اختصاص داد.البته بیان این نکته صرفابرای ایجادیک الگووتصویرذهنی است نه

اینکه واقعابرای هرتست زمان بگیرید!

کلید

درتستهای زیست شناسی،دقت برروی درک وفهم سؤالات اهمیت بیشتری دارد.

زیان انگلیسی

تستهای درس زبان آخرین سری ازسؤالات دردفترچهی عمومی میباشند 50 یا 60 درصدازدانشآموزانی که نتوانستهاندتستهای زبان رابزنند

استدلالشان اینست که زمان کم آوردهاند.چرا؟دلیل این امراختصاص زمان بیشتربه تستهای دروس ماقبل است.توقف زیاددرتستهای قبلی

که معمولا هم غلط ازآب درمیآیندموجب ضررجدی درتستهای زبان میشود،درحالی که،اگردقت مناسب برای آن صرف گرددو احتمالا

تستهای صحیح بیشتری راعلامت خواهیدزد.بنابراین بسیارمهم است که مجموعه سؤالات دفترچه عمومی را با هم ببینیدیعنی تستهای

یک ستاره ودوستاره ازابتداسؤالات عمومی شروع کنیدوتاانتهای سؤالات که تستهای زبان هستندپیش برویدوبعد برای تستهای یک ستاره

ودوستاره وقت بگذارید.درزبان،تستهایی راکه سالهای قبل زیادتکرارشدهاندبانظردبیران مشخص کرده وتمرین کنید.

کلید

درتستهای زبان انگلیسی،زمان راهماهنگ بازمان دروس عمومی دیگردرنظربگیرید.

معارف

باعنایت به فرّاربودن مفاهیم بخصوص اسامی،مباحث سنتهای الهی،فلسفه،تاریخ واحکام،لازم است درس معارف دریک فرصت کوتاه مرور

شود.روایات مخصوصا آیات بایدبادقت خوانده شودچراکه قابلیت طراحی تست درموردآنهازیاداست.بایدبدانیدهرآیه درچه زمینهای است و

8دقیقهای پاسخ داده ودرزمان صرفهجویی کند. - اشاره به کدام مطلب دارد.یک دانشآموزمسلط میتواندتستهای معارف رادرزمان 10

کلید

درتستهای معارف،امکان سرعتعمل،بیشتراست.

ادبیات

علیرغم آن که درس ادبیات ارتباط بازبان مادری دانشآموزان دارداماموردسهلانگاری بیشتری قرارمیگیرد.ازکنکور 81 که سؤالات به

نسبت سختترشدهاست توقع میروددانشآموزان این درس راجدیتربگیرندعلاوه برآن کتاب زبان فارسی که ازسال سوم آن درکنکورسؤال

میآیدبه اندازهی کفایت تدریس نمیشودواکثردانشآموزان دراین درس مشکل دارند.باعنایت به این که 5سؤال ازاین کتاب طرح میشود

لازم است دانشآموزان ضعفهای خودرادرآن جبران نمایند.تسلط برکلیه مطالب ادبیات حتی هم سنگ دبیر،برای کسب نتیجه مطلوب

ضرورت دارد.دانشآموزان دربخش دریافت پیامهای اصلی مطالب نیزمشکل دارند.درقرابتهای معنایی توصیه میشودابتداخودعبارت یابیت

رامطالعه نموده وسپس درذهن خودتان معنی کنید.بعدمعنی رادرذهن ساده نماییدتا حدی که چکیده ودرون مایه اصلی موضوع کشف شود.

سؤالات اولین دفترچه عمومی،تستهای ادبیات هستندولذاتقسیم زمان مناسب دراین درس مهم است.

کلید

تستهای ادبیات راجدی بگیریدوبه حفظیات اتکا نکنید.

عربی

دررابطه باترجمه به فعل وزمان فعل توجه شودودرمواردمشابه کلمات سادهای مانندضمائریامفردوجمع بودن کلمات مدنظرقرارگیرد.دردرک

مطلب،دقت درمفهوم کلی مطالب مهم است.یادتان باشدکه سؤالات مطرحه خارج ازمفاهیم درک مطلب نخواهدبود.سؤالهای تجزیه و

ترکیب ازبخش درک مطلب،ازانتهاپاسخ دادهشوندیعنی ابتدابه ترتیب توجه شودوبعدمواردتجزیه.شناخت نقش مثل تمیز،حال وجامدومشتق

بودن کلمه دقت گردد.دررابطه باتمیزعددوحرکتگذاری جملات داده شده به اسمهای غیرمنصرف دقت بیشتری شود.

کلید

درتستهای عربی،برای کسب مهارت بیشتر،هیچ فنی به اندازهی آمادگیهای قبلی نقش ندارد.

نتیجه گیری:

-1 درطراحی سؤالات کنکوراصول کلی طراحی تست رعایت میشود.بنابراین برای پاسخگویی به سؤالات دنبال روشهای

غیرعادی نباشید.

-2 خودرابرای مواجهه باهرنوع سؤالی درسرجلسهی کنکورآماده سازید.

-3 سؤالات هردرس رادرسه مرحلهی تستهای باجواب مشخص،یک ستارهای ودوستارهای پاسخ دهید.

-4 بایداین فن جسورانه رابیاموزیدکه ازسربعضی تستهابگذرید.

-5 درتستهایی که درموردگزینهی صحیح شک داریدتنهازمانی ریسک کنیدکه اطمینان داشتهباشیدحداقل دوگزینه غلط

است.

-6 قبل ازهرگونه اقدام به پاسخگویی تست،تمام اجزاءآن رابادقت بخوانید.

-7 سعی کنیدقبل ازپاسخ به هرتست،گزینه صحیح راحدس بزنید.

-8 درجلسهی کنکوردقت کنیددرفضایی قرارنگیریدکه باکوچکترین سرنخهافریب بخورید.

-9 درتقسیم زمان برای پاسخگویی به تستها،توجه داشتهباشیدکه زمان برای حل هرتست متفاوت است.

-10 اگرزمانی برای مرورتستهاباقی ماند،پاسخ راتنهازمانی تغییردهیدکه به غلط بودن اول اطمینان حاصل نمایید.

-11 برای افزایش سرعت عمل درتست زنی چهارعوامل مؤثرند:تمرین و رکوردگیری تست زنی،شادابی وسرحال بودن،

تمرکزوآرامش ومطالعهی مفهومی.

-12 محاسبات ریاضی رابادقت وتمرکزانجام دهید.

-13 درتستهای ریاضی،یک روش کارمشخص داشتهباشیدتادچارسردرگمی نشوید.

-14 دردرس فیزیک ضمن مطالعه مفهومی وتقویت بنیه ریاضی،به طورکیفی تستهایی درسطوح ساده،متوسط وسخت زده و

مراقب مفاهیم نزدیک به هم باشید.

-15 درتستهای شیمی به نحوهی توزیع سؤالات وهمچنین دراولویت قراردادن پاسخگویی به تستهای توصیفی توجه

نمایید.

-16 درتستهای زیست شناسی،دقت برروی درک وفهم سؤالات اهمیت بیشتری دارد.

-17 درتستهای زبان انگلیسی،زمان راهماهنگ بازمان دروس عمومی دیگردرنظربگیرید.

-18 درتستهای معارف،امکان سرعتعمل،بیشتراست.

-19 تستهای ادبیات راجدی بگیریدوبه حفظیات اتکانکنید.

-20 درتستهای عربی،برای کسب مهارت بیشتر،هیچ فنی به اندازهی آمادگیهای قبلی نقش ندارد.